تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
مرحوم رسانيدند و چنان وانمودند كه جمعى از ارامنه و گرجيان ولايت تفليس را امناى دولت روس كه در تفليس نشسته‌اند ملبس به لباس صالداتى روانهء ميدان رزم نموده‌اند و چون طوايف تراكمهء آن بلاد ظاهرا بسيار صادق و بىدروغ و شيطنت مىنمايند از سخنان ايشان كه به عنوان خبرگيرى مىرفتند و مىآمدند رسيدن اين لشكر را امير خان سردار از قبيل صيد را چون اجل آيد سوى صياد رود شمرد و چون سردار مزبور در رسيدن به اردوى قراباغى در اول مأموريت در خدمت نايب السلطنهء مرحوم فىالجمله متهم به تهاون و جبن شده بود در اين مأموريت به طرف گنجه نيز خدمتى ظاهر نكرده بود بدون تأمل و بدون تحقيق از حقيقت احوال خصم زبردست عزم رزم را جزم نموده به تهيه و تدارك جنگ مشغول شد و پادشاه مرحوم نيز به مقتضاى شجاعت فطرى اختيار رزم فرموده اردوى مبارك را حركت دادند و بنه و آغروق و بىدست‌وپاى لشكر را در اردو گذاشته و به ترتيب ميمنه و ميسره پرداخته پادشاه مرحوم با سردار در قلب قرار گرفته در كمال بىپروايى روانه شدند و رزم لشكر روس در نظرها چنان سهل و آسان نموده شده بود كه اكثر بزرگان ايرانى چنان احتمال مىدادند كه به محض ملاحظه نمودن لشكر روس سواد لشكر ايران را متفرق خواهند شد و از آن طرف نيز ژنرال مده‌دوف و ساير لشكريان روس از شنيدن جنگ لشكر ايران با لشكر روس در محال گرسى و گرفتار شدن جميع لشكر ايشان به نحوى كه مذكور شد مخوف شده بودند و به هيچ‌گونه پا از جادهء احتياط بيرون نمىگذاشتند و با احتياط تمام حركت مىنمودند . چون قراول هر دو لشكر در صحراى زگم و شمكور به هم رسيد جمعى از سوار قزاق را كه به قراولى لشكر روس مىآمدند قراولان لشكر پادشاه مرحوم از هم شكسته و ريخته و چند سر بريده به خدمت پادشاه مرحوم و امير خان سردار آوردند و ژنرال مده‌دوف سردار روس احتياط خود را بيشتر نموده به سبب ملاحظه‌اى كه در زمين مصافگاه نموده بود از راه آب رودخانه و سيلى كه در آن سرزمين سابقا جارى شده و گود شده بود و در كنارهء لشكر ايران واقع شده بود دو هزار نفر صالدات و چهار عراده توپ از آن محل روان نمود كه غفلتا بعد از رسيدن به محاذات لشكر ايرانى از كنار لشكر بيرون آمده لشكر ايران را به انداختن توپ و تفنگ متزلزل نمايند و ژنرال مده‌دوف خود