تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
ملاحظهء اين احتياط مأمور به اين حركت شدند در ميان لشكر و نظام عراق بعد از حركت قيامتى برپا شده‌هاى و هويى در ميان لشكر افتاده و ابر هم در هوا پيدا شده بناى بارش گذاشت در آن شب تاريك و زمين گل و هواى باران سه دفعه توپخانهء به آن عظمت از نظر مستحفظين سربازان نظام غايب شده محشرى در ميان لشكر برپا شد و تا دميدن صبح در ميان آن گل و لاى و بارش بوده و احدى را مجال يك لحظه خواب نبود و با چنين احوال رزم چنان خصمى فرداى آن روز در نظر بود خلاصه آن شب در آن صحرا تا طليعهء صبح با اين احوال بوديم و غايت آمال لشكريان آن بود كه صبح دميده شود و از اين تاريكى و باران ظلمت خلاصى حاصل آيد تا اين‌كه سفيدهء صبح دميده و لشكر متوجه امور حرب و جدال شدند .

ذكر رسيدن لشكر روس از دارالسلطنهء پترزبورگ به دار الملك تفليس و عزل ژنرال يرملوف و نصب بسقويچ كه به منصب ژنرال فلدت مارشالى سرافراز بود و حركت او از مملكت تفليس و از عقب اردوى ژنرال مده‌دوف رفتن

چون فتنه و دوهوايى لشكر پترزبورگ به تمكين و تصديق قسطنطين پاوليچ چنان‌كه سابقا مذكور شد فرونشست و لشكريانى كه به هواخواهى قسطنطين حركت كرده بودند مقصر دولتى بودند رأى امناى دولت چنان قرار گرفت كه اين لشكريان را براى تنبيه و تعزير به سرحدات دول خارجه فرستند كه مدتى در سرحدات مانده خدمتى نمايند كه باعث رفع روسياهى شود از جملهء تقسيم سرحدات كه كرده بودند هشت هزار نفر قسمت سرحد ايران شده بود و اين لشكر در راه بودند كه اخبار برگردانيدن پرنس منچيكوف سفير دولت روس و گذشتن لشكر ايران از سرحدات به مسامع امناى دولت روس رسيد ، سردار يرملوف را كه امپراطور جديد چندان وثوق به او نداشت عزل فرمود و ژنرال بسقويچ را كه از معتمدان خاص بود به مناصب بزرگ سرافرازى داشت ، لشكرهاى حاجى ترخان و ولايت غازان و ممالك قرم و قزلر و لشكرهاى اين طرف كوه قفقاز را كه به عبارت ايرانى البرز كوه است به او سپرده و اختيار جميع لشكرى و كشورى