تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
در خدمت سردار علمداران برافراشته بودند سرنگون شده لشكريان راه گريز گرفته راه گنجه و قراباغ را پيش گرفتند و از مشاهدهء اين حال ژنرال مده‌دوف لشكريان روس را كه حكم به سكون نموده بود حكم به حركت داده روى به قلب لشكر ايران آورد و از گرد لشكر و دود توپ و تفنگ چشم بينندگان خيرگى پذيرفت . هرچند شاه مرحوم خواستند كه جلوگيرى لشكريان را نمايند مقدور و ممكن نشد و در همين بين خبر رسيد كه دو نفر سوار قزاق در ميان مغلوبه به امير خان سردار رسيده و امير خان سردار از فرار لشكريان بر خود عار فرار قرار نداده و در ميان جنگ گاه تن به قضا داده ايستاده بوده است كه قزاقان مزبور رسيده طپانچه بر پهلوى سردار مزبور مىزنند و سردار كه مردى عظيم‌الجثه بود از اسب درغلطيده و انجام حال او معلوم نيست . بعد از استماع اين خبر چند نفر از معتمدين نايب السلطنهء مرحوم كه به حفظ و حراست وجود پادشاه مرحوم مأمور بودند و رشتهء كار را از هم گسسته ديدند پادشاه مرحوم را از اين تلاش بىفايده مانع آمده توپخانه را با قدرى از سرباز كه باقىمانده بود برداشته به طرف گنجه در حركت آمدند و در اين مصاف دو عراده توپ از لشكريان در رزمگاه ماند و قريب به هزار و پانصد نفر اسير و مقتول شدند و معتمدين و مخصوصان امير خان سردار نيز كه همراه بودند . . . « 1 »

ذكر مصاف لشكر نايب السلطنهء مرحوم با ژنرال بسقويچ در موضعى كه موسوم بود به گنبد شيخ نظامى از ولايت گنجه و مراجعت از آنجا و گذشتن از آب ارس

چون صبح سيزدهم ماه صفر طالع شد و لشكر ايران را خلاصى از آن گل و لاى و ظلمت شب حاصل آمد و آفتاب طالع گرديد آتش‌ها روشن كرده به خشك كردن اثواب خود مشغولى نموده و آلات حرب را مثل تفنگ‌ها و شمشيرها و نيزه‌ها كه از صدمهء باران شب فاسد شده بودند فىالجمله به اصلاح آوردند و به ترتيب و آيينى كه مذكور شد ميمنه و ميسره و قلب آراسته شده و لشكرهاى نظام منتظم آمده مستعد حرب ايستادند
هامش
( 1 ) . واضح است كه از اينجا چيزى افتاده اما چقدر معلوم نشد ، هر دو نسخه به همين شكل است .
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 57 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا