تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
نصر اللّه صدر الممالك اجتماع كرده كنكاش مىنمايند كه بايد دولت ايران را جمهور نموده و امورات دولتى را منوط به مصلحت ديد جمعى بايد ساخت و از اين جمع مراد وجود خود آن خودخواهان بوده ساز اين ترانه را ساز مىنمايند . مهد عليا و ستر كبرى كه از اين احوالات مستحضر مىشوند براى حفظ ارگ مباركهء دار الخلافه و دولتخانهء همايون و ضبط خزاين و دفاين كه در آن روز در قدرت و تسخير آن خودخواهان بود به قوت عقل دورانديش خود را به لباس موافقت ايشان ملبس ساخته به تصديق رأى آن خودخواهان زبان گشوده منتظر ورود پادشاه شده به ضبط و ربط و تسكين غوغاى عوام الناس كه در چنان اوقات به اندك كارى ظاهر مىشود كوشيده از فضل خدا و از بخت مساعد پادشاه دار الخلافه را كه مجمع طوايف و گروه مختلف بود به قوت عقل و دانايى تا ورود پادشاه جهان در لباس امن و امان نگهدارى فرمودند و رضا قلى خان والى كردستان كه محبوس نظر و در توپخانهء مباركه بود در اين هنگام فرصت جسته از طريق نادانى و جوانى از تجريش با فوج گروسى در ساخته راه كردستان و اردلان پيش گرفته و به محال غسلان و اسفند آباد آمده جمعيت كردستان بر سر او جمع شده خسرو خان حاكم دولتى را به خودسر از آن مملكت اخراج نموده تكيه بر چهار بالش حكومت زده به خوش‌خيالى خود را حاكم آن ولايت دانسته نشست و چون اخبارى كه مذكور خواهد شد از خراسان و عراق عرب به دار الخلافه رسيد مهد عليا و ستر كبرى آقا محمد صالح مجتهد كرمانشاهانى را نوازش و مرحمت نموده و هزار تومان به رسم انعام به او و همراهان التفات فرموده به كرمانشاهان روانه ساختند كه اهل آن مملكت را در جادهء خلوص و ارادات نگهدارى نمايد و همچنين عاليجناب ميرزا عسكرى امام جمعهء مشهد مقدس را مورد التفات و نوازش ساخته مبلغ دو هزار تومان به رسم انعام مرحمت نموده روانهء مشهد مقدس نمودند و هم در اين اوقات محمد حسين خان خلج به ولايت خلجستان آمده جمعى را به دار الخلافه فرستاد . امراى دار الخلافه از آمدن اين جمعيت مستحضر شده چون كار بىاستحضار ايشان واقع شده بود جمعى را بر سر راه آن طايفه فرستاده در قريهء كهريزك دو فرسخى دار الخلافه ايشان را متفرق ساخته يراق‌چين نمودند و هم در اين اوقات
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 307 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا