اللّه يار خان آصف الدوله تا بغداد آمده استعداد آمدن عراق را آماده نموده بود ، پاشاى مملكت بغداد و مصلحتگزار دولت عليهء انگليس فرصت اللّه يار خان نداده از او پرسيدند كه سبب حركت از نجف اشرف و آمدن به بغداد در اين موقع اگر رفتن به سمت عراق است از طرف دولت عليهء روم مأذون به اين حركت نخواهى بود و اگر امرى ديگر است اظهار نمايد .
اللّه يار خان در جواب گفته بود كه به عزم زيارت سامره آمدهام ، از قرارى كه مذكور بلكه محقق شد وزير بغداد سيصد نفر سوار از لشكريان دولت عليهء روم همراه اللّه يار خان آصف الدوله نمود كه او را به زيارت سامره رسانند و از آنجا مراجعت به بغداد دهند و نگذارند قدمى از خاك دولت روم بيرون گذارد به اين جهت ديگ سوداى خيالاتشان كه با هيمهء تر بىدولتى مىافروختند خاموش شده در خانههاى خويش قرين آه و تشويق نشستند و آقا محمد صالح نيز به كرمانشاهان رسيده فى الجمله در آن مملكت آرامش حاصل شد و اميرزاده فيروز ميرزا در مملكت خمسه به حكومت كرمانشاهان نامزد شده از اردوى همايون مرخص شده به كرمانشاهان رفت و آن مملكت را امنيت و آسايش تمام حاصل آمد .
ذكر حكايت مازندران
دو ماه به وفات پادشاه مرحوم مانده اهالى مازندران با اميرزاده اردشير ميرزا حاكم آن مملكت كه در آن زمان به استر آباد رفته براى نظم آن سامان اردو زده نشسته بود بىاندامىها كرده او را بىاستقلال نموده بودند به اين جهت اميرزاده خانلر ميرزا در اواخر رمضان به مازندران رسيده بعد از چند روز توقف و عدم استقلال قضيهء پادشاه مرحوم واقع شده مراجعت به دار الخلافه نمود و در آن اوقات ملا حسين نامى از مريدان سيد على محمد به سبب گرفتارى سيد مشاراليه مريدان او را كه در ولايت بودند خبر كرده از مشهد مقدس عازم و روانهء ولايت آذربايجان شدند و با هشتصد نفر قريب شهر سارى رسيده بود و مىخواست كه به طرف قلعهء چهريق رود كه اين قضيه هايله واقع شده و مملكت مازندران نيز بىحاكم و صاحباختيار مانده علما و مجتهدين ولايت سارى با