تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
وضوح پيوسته رحمة الله عليه و قريب به حالت احتضار حاجى ميرزا آقاسى وارد قصر شده و خدمتكاران او را از كيفيت مستحضر مىنمايند و حاجى بدون شرفيابى حضور سوار شده عود به عباس آباد مىنمايد . بعد از وقوع اين واقعه آه و افغان از حرمخانهء مباركه و از خدمتكاران به اوج آسمان رسيده اندوه و غم و حسرت و الم بر هم‌گنان عارض شده هركه اين واقعه مىشنيد متحير و مبهوت شده از روش و طريقهء عقل و شعور باز مىماند و اشك حسرت و عبرت بىاختيار بر ديده‌ها جارى شده به جز صبر و سكوت بر قضاى خداوندى چاره نبود ،
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، كيست كه در اين ماتم‌سرا لباس بقا پوشيده يا شربت فنا ننوشد . آيهء كريمهء
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
تسلىبخش همهء ماتم‌زدگان و آرامش‌دهندهء خاطر همهء غمديدگان است به جز خداى پاك كسى را اين صفت ميسر نيست هو الحى الذى لا يموت و ليكن
زنده است كسى كه در ديارش * مانده خلفى به يادگارش
الحمد للّه سلامتى وجود ذيجود پادشاه جهان جابر هركسر و نقصان است خلاق جهان سايهء اين عدالت‌گستر را از فرق عموم اهالى ايران كم نگرداند و دولت او را به دولت قائم آل محمد ( ص ) برساند و از پادشاه مرحوم غير از پادشاه جهان چهار پسر و سه دختر باقى ماند و از سن شريف پادشاه مرحوم در ايام وفات چهل و دو سال منقضى شده بود . چهار پسر پادشاه مرحوم : عباس ميرزا ملك‌آرا و عبد الصمد ميرزا عز الدوله و محمد تقى ميرزا ركن الدوله و ابو القاسم ميرزا بودند .

ذكر وقايعاتى كه در دار الخلافه روى نمود و نقل نمودن امناى دولت عليه نعش مطهر پادشاه مرحوم را به باغ لاله‌زار و به رسم امانت گذاشتن

بعد از وقوع قضيهء پادشاه مرحوم حاجى ميرزا آقاسى از تجريش به عباس آباد آمده وزراى دولت عليهء روس و انگليس را خواسته به اتفاق ايشان اخبارنامه‌اى به دار السلطنهء