تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
اولاد طاهرين او گرداند به منه و فضله و كرمه و جوده . القصه پادشاه مرحوم را مدتى بود كه مرض بر مزاج همايونش عارض و طارى شده بود و اكثر اوقات وجع در پاى مباركش ظاهر مىشد و به اين جهت كه مزاج همايون عليل و ناتوان بود بعد از مراجعت از هرات ديگر مقدور نشد كه به نفس همايون لشكركشى و دشمن‌كشى فرمايند و هميشه اطباى حاذق از فرنگى و ايرانى به معالجهء مزاج همايون مشغولى مىنمودند . در پانزدهم رمضان هزار و دويست و شصت و چهار مرض در مزاج همايون اشتداد پذيرفته اطباء مشغول به معالجه شدند و در بيست و پنجم و بيست و ششم همين ماه مرض منجر به اسهال شده اطباء از معالجه عاجز آمدند . چون پادشاه مرحوم نظر به عادت همه سال به ييلاق شميران تشريف‌فرما شده بودند و در همين سال دو قصر عالى در قريهء تجريش بنا فرموده استادان چابك‌دست مشغول به انجام و اتمام آن قصر بودند در ايام مرض در آن قصر تشريف داشتند و حاجى ميرزا آقاسى در عمارات قريهء عباس آباد كه از بناهاى خودش بود منزل داشت . شبى از شب‌هاى رمضان پادشاه مرحوم چنان در خواب مىبينند كه اشخاصى چند وارد منزل مبارك ايشان مىشوند ، بسيار خوش‌رو و خوش‌سيما كه به كسان اين عالم مشابهتى نداشتند و به خوش‌رويى تمام به پادشاه مرحوم بشارت مىدهند كه در همين مكان فتوحات و بشارات بزرگ به شما خواهد رسيد و مكررا اشاره به مكانى كه پادشاه مرحوم خوابيده بود مىنمايند . پادشاه مرحوم بعد از بيدارى اين خواب را به خواص و ندما تقرير مىفرمايند ، هركس به طورى و طريقى تعبير مىنمايند تا آن‌كه روز يكشنبه پنجم و ششم شهر شوال المكرم هزار و دويست و شصت و چهار مرض اشتداد يافته پادشاه مرحوم به طلب حاجى ميرزا آقاسى به تعجيل كسان مىفرستد . حاجى با آن همه خلوص و ارادت كه اظهار مىنمود در چنين وقتى و حالتى كه پادشاه به حضور او اظهار اشتياق مىفرمودند تأخير و تعلل در آمدن نموده پادشاه بعد از مأيوسى از آمدن او دانستند كه زمان وصول به قرب حق تعالى نزديك رسيده زبان به تكرار كلمهء توحيد و شهادتين گشوده در شب دوشنبه چهار ساعت از شب گذشته جان پاك تسليم آفريدگار نمودند و در همان موضع كه آن خواب را ديده بودند اين واقعه واقع شده تعبير خواب به
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 303 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا