آن مملكت وسيع الفضاء سرافرازى بخشيدند و فرمان و خلعت همايون مرحمت شده از همانجا روانهء دارالملك فارسش ساختند و اردوى همايون به مقر عز و شرف وارد شده لشكريان را مرخص اوطان خود نمودند و چون پادشاه جهان مصلحت مملكت ايران را در تسخير مملكت هرات و ضميمه ساختن آن را به ساير ولايات محروسه مىديدند به فكر انجام تداركات اين سفر افتاده در آن زمستان همت به ساختن و پرداختن تدارك يورش هرات مصروف داشتند و به جميع لشكريان اخبار و اعلام فرمودند كه در بهار اين سال متوجه دارالخلافه شوند و در آن زمستان در دارالخلافه به عيش و خرمى گذرانيدند .
ذكر لشكر كشيدن پادشاه جهان به مملكت هرات و حكاياتى كه در آن سال به منصهء ظهور آمد
چون بهار فرخندهفال رخ نمود و شهريار جهان بر اورنگ كيانى تكيهور آمده به رسوم و عادت پيشداديان دست دريا نوال را به پاشيدن سيم و زر و بخشيدن در و گوهر بر ادانى و اقاصى گشودند و بر هركس از شاهزادگان و امرا و اعيان به قدر قابليت و اندازه ريزش و نوازش فرمودند به عزمى متين و رأيى زرين لشكريان نظام و غير نظام را از اطراف مملكت ايران جمع آورده اردوى كيهانپوى را در خارج دارالخلافه منظم و منسق ساختند و الله يار خان آصف الدوله را از ورود لشكر همايون به مملكت خراسان به ارادهء تسخير مملكت هرات آگاهى دادند و به نفس همايون در ساعتى سعد و ميمون از دارالخلافه بيرون آمده وارد اردوى مبارك شدند و زياده از صد عراده توپ و هشتاد هزار لشكر از نظام و غيرنظام و امرا و اعيان در اردوى همايون مجتمع آمدند .
در اين اثنا به عرض مبارك رسيد كه امپراطور اعظم عازم تماشاى ممالكى است كه از ممالك ايران ضميمهء ممالك خود نموده و به عزم زيارت اوچ كليساى ايروان از دارالسلطنهء پترزبورگ بيرون آمده است . پادشاه مرحوم نظر به رعايت قواعد دوستى و حفظ مراتب اتحاد نوشته و مكاتيب دوستانه با تحف و هدايا ارسال دارالسلطنهء تبريز فرمودند و به محمد خان اميرنظام كه در سنوات سابقه در دارالسلطنهء پترزبورگ به خدمت امپراطور اعظم رسيده بود حكم و مقرر داشتند كه تدارك شايسته ديده وليعهد