حكم حاجى على عسكر كنده شود حاجى مشاراليه خواهش ايشان را قبول نموده مقنى براى كندن مستراح فرستاد و شاهزاده على نقى ميرزا سعى در وسعت و گودى مستراح نموده بسيار گود و وسيع ساختند و خاك مستراح را مقنيان حاجى على عسكر به بيرون منزل كشيده مىبردند . پس از انجام اين مقدمه شاهزاده على نقى ميرزا از پستوى اطاق خود كه ديوار همان پستو ديوار قلعه بود با دست مقنى امين خود شبها به سوراخ كردن ديوار مشغول شده به تأنى و آرام به عمل خود ادامه اقدام مىنمودند و هرچه مقنى خاك از ديوار قلعه مىكند على نقى ميرزا به دوش خود حمل كرده به مستراح جديد البنيان مىريخت .
اين عمل قريب به سه ماه طول كشيد و سنگهاى عظيمى را كه در بنيان بود به نوك تيشهء خاراشكاف از هم شكافته نقب را به كنار خندق رسانيد و روشنى خندق هويدا و نمايان شد . بعد از سرانجام اين مهم ظل السلطان و اماموردى ميرزا را مطلع و مخبر نموده منصوبهء ديگرى براى خلاصى خود برانگيختند . ظل السلطان خواهش آوردن عيال را از دارالخلافه نموده به حاجى على عسكر تملقات بسيار كرده به تعارفات و تكلفات رضاجوى خاطر حاجى على عسكر مىشدند ، كسان ظل السلطان از دارالخلافه عيال او را آورده بعد از ورود به قلعهء اردبيل حاجى على عسكر از كثرت عقل و احتياط اسب و نوكر ايشان را از قلعه بيرون كرده در شهر جا و منزل داد و شاهزادگان ثلاث فرصت را از دست
هامش
« مقنى مردى بود واحد العين دولت نام ، در اردبيل بنايى پير استاد محسن نام مرمت جزئى قلعه را ديوانيان به اوستاد مزبور و دو پسر او رجوع مىكردند ، ظل السلطان بالاخانهء بسيار كوچكى در ضلع مغربى آن عمارت كه ساكن بود به جهت تفرج به شهر احداث كرد . استاد مشاراليه سررشتهء نقبى را كه در اول احداث قلعه به قانون قديم براى راه فرار يا خبرگيرى ساخته بودند به شاهزاده ركن الدوله نمود و خاطرنشان كرد كه اين سوراخ تا جايى از شهر ممتد است . دولت نقاب به آن نقب كه از يك گوشهء اطاق حرمخانه ابتدا شده بود سركشى كرد ، معلوم شد كه عيبى زياد نكرده است ، اندك تنقيهاى در بعضى جاها لازم دارد و به مرمت آن پرداخت تا خندق را كه دو ذرع بود تنقيه كرد . عقلا مىدانند كه اگر ده ذرع چاهى در زمين بكر كنده شود كه عرضا و قطرا دو ذرع و عمق آن ده ذرع باشد خاك آن تلى خواهد شد . بندهء درگاه جاى آن نقب را به رأى العين ديدم ، سنگهاى عظيم كه در بنيان با آهك به كار بردهاند و در ميان آب است كلنگ و متين از عهدهء شكستن آن بر نمىآيد محتاج به استعمال باروت است . زمين اردبيل به آب نزديك است ، بدون استعمال آهك زياد سالى ممكن نمىشد كه پايدار شود خاصه قلعه كه خندق او پر آب و عميق است اين نقب را حاجى آقا باطل و پر كرد . »