تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
فيما بين دولت روم و ايران واقع شده سردار مزبور باز به خيال سابق افتاده طالب‌انگيز فتنه و آشوب مىبود تا باز امناى دولت عليه را كار ديگر پيش آيد و از رسيدن به امورات او غافل مانند بهانه‌جويى پيش گرفته چون تعيين حدود فيما بين دولتين به همان كلمه سابقه كه مرقوم آمده مجمل و مهمل مانده بود سردار ذكور از طرف ايروان كه به گرجستان متصل است زمينى را كه در هشت فرسخى ايروان است و مشهور است به گنى يعنى آفتاب‌رو مطرح اغتشاش قرار داده و چنان به دولت عليه مىنمود كه آن قطعه زمين محل مرتع ايلات دولت عليهء ايران مىباشد و ايلات گرجستان به خلاف حساب آنجا آمده قشلاق ميشى مىنمايند و اين سرزمين در عرض نيم فرسخ و در طول دو فرسخ مىبود . « 1 »

مقدمهء ديگر

آن‌كه چون مهدى خان قراباغى كه همشيره‌اش در سلك ازدواج خاقان مغفور برقرار بود و در قصبهء گرگر كه متصل به ولايت قراباغ است مسكن و مقر داشت و از محال قراباغ محال مقرى و چغندرچايى در دست امناى اين دولت بود مهدى خان چنان به دولت عليه مىنمود كه از دولت روس تعدى شده و امناى آن دولت بر خلاف حساب آنجا دخل كرده‌اند .

مقدمهء ديگر

آن‌كه ابراهيم خان بادكوبه‌اى كه از نوكرهاى حسينقلى خان بادكوبه‌اى بود در جنگ سابق سى سيانوف سردار روس مشهور در ايران به ايش‌پختر كه در كنار قلعهء بادكوبه به ضرب گلولهء او مقتول شده بود و سر او را بريده به خدمت خاقان مغفور برده بود قريب به اين تاريخ در ولايت اردبيل حاكم و حسينقلى خان بادكوبه‌اى نيز در ولايت اردبيل جايگير داشت ، او نيز در سرحد اردبيل و طوالش در باب محال اوجارود و قصبهء گرمى
هامش
( 1 ) . در حاشيهء يك نسخه چنين نوشته شده است كه : « از حضرت والدم عليه الرحمة و الرضوان شنيدم كه علل اربعهء جنگ روس و خسارت ايران حسين خان سردار بود » .