نيفتاده است در حين وفات پنجاه و سه نفر اولاد ذكور صلبى داشتند و قريب به شصت نفر اولاد اناث كه بعد از وفات خاقان مغفور باقى بودند سواى نبيره و نتيجه .
ثانيا كشيدن قلعهء مباركهء نجف اشرف است كه بعد از ظهور طايفهء وهابى آن قلعه را در آنجا كشيدن و مبلغهاى كلى در راه رضاى ائمه طاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين و راحت مسلمين در آن سرزمين خرج فرمودند .
ديگر تعمير قلعهء كربلاى معلى است كه او را نيز به سبب ظهور وهابى و دستدرازى ايشان ساختند .
ديگر تعمير آستانهء مباركهء قم است كه قريب به صد هزار تومان در آنجا خرج فرموده به تعمير و تنقيح آنجا قربة الى الله سعىها نمودند .
ديگر تعمير مسجد جامع است در دارالخلافه كه مشهور است به مسجد شاه و گنبد آن مسجد را به خشتهاى طلا مزين ساختهاند .
ديگر بناى مسجد و مدرسهء سمنان است كه در حقيقت مسجدى است دلنشين و مدرسهاى است خوش وضع و آيين و از همهء مترددين صفت آن مسجد و آن مدرسه شنيده مىشود .
ديگر ساختن در طلاى مرصّع است براى ضريح روضهء رضويه .
ديگر تعمير عمارات ارگ دارالخلافه و طرح باغات مفصله است كه مشحون به عمارات عاليه و از حد وصف و تعريف خارجند مثل عمارات موسوم به قصر قجر و باغ نگارستان و باغ لالهزار و بناى عمارت عاليه در سليمانيه و چمن سلطانيهء اوجان كه هر يك از اين عمارات كمال امتياز را دارند .
ذكر وقايع دارالخلافه و ادعاى ظل السلطان و حكايتى كه واقع شد
چون خبر وفات خاقان مغفور به مسامع ادانى و اقاصى رسيده در ممالك ايران منتشر گرديد در هرسرى سودايى پديد آمد . و در هرخاطرى خيالى پيدا شد از آن جمله ظل السلطان كه حاكم دارالخلافهء تهران بود با شاهزادگان اطراف كه در عراق حاكم و مسلط بودند به اعتقاد خود متفق و متحد شده به غير از خود كسى را نمىديد و خود را