تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
و در اين سال به عزم زيارت مكهء مشرفه روانه شده و در اين اوقات به آذربايجان رسيده بود و به سبب فوت خاقان مغفور از دارالسلطنهء تبريز عود كرده به ملاير رسيد شيخ الملوك بعد از ورود ايشان ولايت تويسركان و ملاير را به ولى محمد ميرزا پسر خود كه از خالهء پادشاه داشت داده و اين عمل را مايهء استقامت حكومت خود پنداشته آسوده و فارغ البال نشست .

ذكر وقايعاتى كه قبل از رسيدن خبر فوت خاقان مغفور در آذربايجان واقع شد

چنان‌كه سابقا سمت گزارش يافت پادشاه مرحوم بعد از ورود به دارالسلطنهء تبريز و فرستادن اين دعاگوى دولت با متعلقان به قلعهء اردبيل مأمور نمودن شخص صاحب وجودى را به سرحد ولايت روم لازم و واجب شمردند كه در باب اغتشاش سرحد و مال تجار ايران با پاشايان و سرعسكر ارزنة الروم گفتگو نموده قرارى مستحكم دهد و استرداد اموال تجار را از قطاع الطريق طايفهء جلالى نمايد لهذا محمد خان اميرنظام را با لشكرهايى كه اين دعاگو براى همين خدمات مستعد و آماده ساخته بود مأمور به نظم امورات آن سرحد نمودند . محمد خان اميرنظام با جمعيتى كه لازم بود به سرحد رفته در قازلى گول نصب خيام اقامت نمود محمد اسعد پاشا سرعسكر ارزنة الروم نيز به سرحد آمده با محمد خان اميرنظام ملاقات نمودند و دولت عليهء روم به هفتاد هزار تومان خسارت تجار ايران را قطع نموده متقبل دادن شدند و متعهد شدند كه طايفهء جلالى و ساير طوايف ايران را موافق مصالحه‌نامه خود در ولايت خود نگذارند و راه ندهند . در بين اين گفتگوها بودند كه شاهزاده محمد رضا ميرزا از دارالسلطنهء اصفهان رسيده خبر واقعهء وفات خاقان مغفور را به عرض پادشاه مرحوم رسانيد و محمد خان اميرنظام با لشكريان مراجعت نموده به تبريز آمدند و امناى دولت پادشاهى به تدارك تسخير ممالك ايران و روانه شدن به دارالخلافهء تهران افتادند .
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 223 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا