تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
حسام السلطنه حاكم لرستان و مستحفظ قلعه بود غيرت برادرى و عصبيت را از دست نداده به استقبال برادر بزرگ‌تر شتافته كليد قلعه را به رسم پيشكش و پاانداز سپرد و حشمت الدوله قلعه و ولايت را متصرف شده به فراغ بال نشست . حسام السلطنه از شنيدن اين خبر مانند سپند بر سر آتش شده بعد از ده روز توقف بروجرد و استعداد لشكر از قرارى كه مسموع شد استمداد همت از قرائت تورات يهودان نموده روانه گرديد « 1 » و حرب حشمت الدوله را مثل حرب شيخ الملوك پنداشت غافل از آن‌كه از معلمان لشكر آذربايجان در نظام توپخانه و سرباز حشمت الدوله مىباشند ، به تهور هرچه تمام‌تر بر سر قلعهء خرم آباد راند و حشمت الدوله نيز به آيين تمام لشكر نظام و توپخانه را بيرون كشيده در محل مناسب ايستاده لشكريان حسام السلطنه متهورانه و مغرورانه بر سر نظام و توپخانه رانده تاب شليك نظام سرباز و توپخانه را نياورده فرار برقرار اختيار كردند و همه جا سوارهء كرمانشاهان به تعاقب لشكريان حسام السلطنه مشغول شده تا دروازهء شهر بروجرد دست از تعاقب نكشيدند و حشمت الدوله ولايت لرستان و عربستان را متصرف شده و حكومت لرستان را به نصر اللّه ميرزا برادر خود داده روانهء كرمانشاهان گرديد و شيخ الملوك پس از اين شكست با حسام السلطنه راه مؤاخاة پيش گرفته استرداد اموال و اسباب و توپخانهء خود را از حسام السلطنه نموده ساز مخالفت حشمت الدوله را نواخت و حسام السلطنه باز پس از يك سال لشكر بروجرد و بختيارى را جمع كرده بر سر قلعهء خرم آباد رفت و نصر اللّه ميرزا به قلعه‌دارى كوشيد ، حسام السلطنه محال لرستان را متصرف شده به محال خاوه رفته و مكانى مناسب به دست آورده رحل اقامت انداخت و حشمت الدوله از شنيدن اين اخبار جمعيت خود را جمع كرده با توپخانه و استعداد تمام به محال خاوه
هامش
( 1 ) . مؤلف مرحوم در اين ايراد انصاف نفرموده يا از قرار مملكت و رعيت اطلاع درستى نداشته‌اند . در ايران رسم است كه حاكم و بزرگ هر شهر چون به سفرى رود يا از سفرى معاودت نمايد از ملل و اديان رعاياى آن شهر با ذريعه و وسيلهء خود براى دعا گفتن در معبر عام ايستاده به هيئت اجتماع دعا مىگويند ، اسلاميان قرآن مجيد و مسيحيان انجيل و خاج و يهود تورات به دست برداشته دعاگويى به جا مىآورند اين نشان قبول عامهء حاكم آن ملك است . چون در بروجرد از طايفهء يهود بسيارند براى تشريف و دعاگويى جمعيتى كرده بودند . ( نادر )
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 143 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا