تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
مستحفظين به خدمت نايب السلطنه بردند ، مستحفظين را نايب السلطنه تنبيه فرموده و يكى را گوش بريده و حاجى محمد حسن را نوازش فرمودند ، اين چند كلمه براى اظهار عدالت نايب السلطنهء مرحوم نوشته شد .

ذكر رسيدن نوشتجات ظل السلطان و اخبار آمدن حسنعلى ميرزا بر سر يزد و محاصرهء آن بلده در ايام توقف اردوى اوجان

اخبار متواتره از ظل السلطان و آصف الدوله مىرسيد كه شجاع السلطنه حسنعلى ميرزا با لشكرهاى انبوه بر سر يزد آمده و سيف الدوله ميرزا و عبد الرضا خان را محاصره نموده است . نايب السلطنه از آنجايى كه عبد الرضا خان خيانت دولتى كرده بود راضى بودند كه كار او بالكليه تباه شده به جزا و سزاى خود رسيده باشد و اين اخبار مكرر رسيده نايب السلطنه در مقام تحقيق غرض ظل السلطان و آصف الدوله برآمدند معلوم شد كه غرض ايشان آن است كه نايب السلطنه در خدمت خاقان مغفور دفع و رفع عبد الرضا خان را متعهد شده و راضى نشوند كه سيف الدوله ميرزا را كه ظاهرا از طرف ظل السلطان حاكم يزد است محصور شجاع السلطنه بوده و در نزد عوام چنان جلوه كند كه شجاع السلطنه يزد را از دست ظل السلطان گرفته است و اين معنى نقصى است براى اسم نايب السلطنه . القصه چندان از اين جوره نوشتجات نوشتند كه نايب السلطنه را رضا به اين گفتگو نمودند و چون در ضمن اين حركت بسا امور بود كه در پردهء غيب مستور بود و بايست ظاهر شود نايب السلطنه را نيز تقدير خداوندى رضا به اين عزم نموده در خدمت خاقان مغفور مستدعى تفويض انجام خدمت نيز به عهدهء كارگزاران آذربايجان شدند و خاقان مغفور فرمايش فرموده بودند كه حسنعلى ميرزا كه به دفع عبد الرضا خان بر سر يزد آمده است اگر نايب السلطنه دفع عبد الرضا خان را متقبل شوند بودن حسنعلى ميرزا در آنجا بىصورت خواهد بود . خاقان مغفور جوابى به اين اجمال فرمايش كرده بودند و چون امناى دولت نايب السلطنه مصلحت در حركت اين لشكر از آذربايجان به سمت يزد ديده بودند و