تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
تشريف‌فرما شده در اين بين وزيرمختار دولت روس خواهش دولتى نمود كه ميرحسن خان در سرحد طالش ننشيند چه بودن او در آن سرحد باعث عدم امنيت طالش و خلاف و داد است . نايب السلطنه از اين دعاگوى دولت پادشاهى كه ضامن دولتى به وجود ميرحسن خان را خواسته با خود اين دعاگو احضار فرمودند و اين دعاگوى دولت ميرحسن خان را اطمينان داده به همراه خود به دارالسلطنهء تبريز آورده در باغ صفا به خدمت نايب السلطنه رسيد و ميرحسن خان به بودن در منزل قائم مقام مأمور شد و عيال و اولاد نايب السلطنه بعضى به عمارات اوجان و بعضى به كوه مشو و بعضى به كوه سهند رفتند و نايب السلطنه نيز به كوه سهند تشريف برده و اين دعاگوى دولت را مرخص فرمود كه به اوجان رفته عيال و اولادى را كه در اوجان مىباشند امور آنها را نظم داده از آنجا به سهند به خدمتگزارى رود و پادشاه مرحوم نيز كه در قراجه داغ بودند با عيال و چند نفرى از خواص ييلاقات آن ولايت رفته قريب به يك ماه در آذربايجان هيچ‌كس را آرامى و آسايشى نبود تا فى الجمله ناخوشى تسكين يافته و سركار نايب السلطنه از قله‌هاى سهند نزول فرموده در قريهء حاجى آقا كه در كنار چمن اوجان است اردو زده اميرزادگان و حكام ولايات را احضار فرمودند و شاه مرحوم از قراجه داغ و اميرزاده بهرام ميرزا از خوى نيز وارد اردو شدند ، فىالجمله اجتماعى دست داده سركار نايب السلطنه مشغول به ضبط امور ولايتى گرديدند . در همين اردو بعضى از اهالى خوى از اميرزاده بهرام ميرزا شاكى و عارض آمدند و حاجى محمد حسن اردبيلى نيز از اين دعاگوى دولت شاهى براى شكايت به اردو آمده و قبل از رسيدن خدمت نايب السلطنه اين دعاگوى دولت شاهى او را با يك نفر آدمش گرفته با ده بيست نفر از كسان خود او را به قلعهء اردبيل روانه مىنمود كه آدم او از دست مستحفظين خلاص شده در اردو بناى غوغا گذاشته و چون اول شب بود و نايب السلطنه در چادر بيرونى تشريف داشتند از غوغا مستفسر شده حقيقت را معروض داشتند . نايب السلطنه محصل بر سر اين دعاگو گماشته حاجى محمد حسن را حكما خواستند ، اين دعاگوى دولت نيز كس فرستاده حاجى را معاودت دادند و حاجى را با
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 145 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا