تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
و قراجه داغ و مشكين و خلخال و محال ثلاثهء سراب و گرمرود و هشت‌رود و شهر مراغه تخليه شود و خوى و اروميه در عوض دو كروه مرهون مانده به رسيدن كرور هفتم اروميه تخليه شود و به رسيدن كرور هشتم از خوى بيرون روند و دو كرور ديگر تمسك دولتى سپرده شود كه مدتى مطالبهء آن موقوف باشد و پس از آن عند المطالبه بدون عذر كارسازى شود و ساير شروط قراردادها از جزئيات تعيين محل سرحد و احترامات ايلچيان طرفين و قرارداد فراريان به نوعى كه در مصالحه‌نامچهء دولتى مذكور است داده شده بود كه مجلس دهخوارقان به سبب‌هايى كه مذكور مىشود به هم خورد .

ذكر اسبابى كه باعث برهم خوردگى مجلس دهخوارقان شد و منعقد شدن مجلس صلح در قريهء تركمانچاى

شاهزاده حسنعلى ميرزا از مشهد مقدس هفتصد نفر شمخالچى و چهارصد پانصد سوار و سه چهار علم سياه همراه برداشته مىگفت كه علم‌هاى حضرت رضا صلوات الله عليه است كه در خواب به من مرحمت كرده و فرموده است كه روس را به ضرب شمشير از مملكت بيرون كن و با اين گفتگوها و اين سخن‌ها وارد دارالخلافهء تهران شد و امناى دولت خاقانى كه ساز مخالفت نايب السلطنه را راست كرده بودند و به راه عراق مىزدند حسنعلى ميرزا را سرمايهء نتيجهء خيالات خود ساخته و تحريك نمودند كه عوام دارالخلافه فوج‌فوج و دسته به دسته به ديدن او رفته اظهار دوستى و خدمت نمايند و او را صاحب السلطنه ناميده چنين وانمودند كه اگر فىالجمله خاقان مغفور پر و بالى به حسنعلى ميرزا دهند شايد كه قرار مصالحه به اسهل از اين داده شود . خاقان مغفور نيز به اين ملاحظه حسنعلى ميرزا را نواخته و سخنانى كه مشعر بر فىالجمله كم‌التفاتى بود نسبت به نايب السلطنه بر زبان آورده و شاهزادگان را به احترام داشتن حسنعلى ميرزا امر فرمودند و مقرّر شد كه حسنعلى ميرزا با جنود دارالخلافه از دارالخلافه حركت كرده تا به قزوين و خمسه برود و خاقان مغفور كه همهء امور جهان در آيينهء ضمير ايشان واضح و هويدا بود و اين نوع اسباب را اسباب مقابله با لشكر روس هرگز تصور نمىفرمودند شش كرور زر مسكوك بار نموده به صحابت منوچهر خان