تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
مسعود را با محمد حسين خان ايشيك آقاسى و بعضى از خوانين افشار با آقايان و سوارهء قاجار كه همراه بودند به قدر پانصد نفر برداشته و چون فىالجمله در مزاج نايب السلطنه تكسرى بود به تخت روان سوار و روانهء قصبهء دهخوارقان شدند و در راه دولت‌دارى با وجود اين‌كه پشت و پناه دولت ايران وجود شريف ايشان بود خود را بىمحابا به ميان آنچنان دشمنى انداخته و از براى حفظ بيضهء اسلام و دولت ايران از وجود مبارك خود گذشتند و سخنان بدگويان را كه در دارالخلافه مىگفتند به مضمون ذرهم و ما يقولون عمل فرموده به هيچ‌وجه اعتنايى ننمودند و از آن طرف ژنرال بسقويچ با سه هزار صالدات و هزار و پانصد نفر سواره و ده عراده توپ با وزرا و اعيان دولت روسيه يك روز قبل از نايب السلطنه وارد قصبهء دهخوارقان شده بودند مهماندار و استقبال‌چى براى نايب السلطنه رسيده ايشان را در كمال اعزاز و احترام به قصبهء دهخوارقان وارد نمودند .

ذكر خبر شدن خاقان مغفور از رفتن نايب السلطنه به ميان لشكر روس براى انجام مصالحه

چون اين خبر به دارالخلافه رسيد و كيفيت‌هاى مذكوره را به عرض خاقان مغفور رسانيدند از يك طرف ملاحظه مىفرمودند مثل مملكت آذربايجان و سى هزار لشكر نظام با سيصد عراده توپ كه در قلعه‌هاى ايروان و عباس آباد و تبريز و ساير امكنهء آذربايجان بود از دست رفته و مثل دولت روس دشمنى قوىدست تا بقاپلان كوه ضبط نموده‌اند و به اين قناعت نخواهند كرد و البته وارد عراق خواهند شد و از طرف ديگر ملاحظه مىفرمودند كه كو آن استعداد در عراق و فارس و مازندران كه به مقابلهء چنين دشمنى قوى توان پرداخت و يا به ممانعت ايشان توان برخاست حرف‌هاى واهى حسين خان سردار سست‌تر از تار عنكبوت است و گفتگوى شاهزاده معاند و امنا محض خوش‌آمد است و از اين طرف ملاحظه مىفرمودند كه در ميان پادشاهان جهان چگونه مىتوان به اين نوع كار كه از دشمن پيش آمده تسليم صرف شد و از اين‌قدر مملكت و اين خزينه چگونه توان گذشت و از دشمنان مذلت كشيد و از طرف ديگر ملاحظه مىفرمودند كه با وجود ظهور اين غلبه از طرف دشمن يمكن اگر مصالحه نشود باقى