تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
آنچه در دست است از دست رفته و كار به جايى كشد كه تدارك آن اصلا ممكن نباشد و نيز ملاحظه مىفرمودند كه با وجود اين‌كه در مملكت خراسان مثل رضا قلى خانى در قوچان و محمد خان در تربت سال‌هاست كه دم از طغيان و عصيان مىزنند و بارها لشكر فرستاده شده و شجاع السلطنه حسنعلى ميرزا مكررا به مقام دفع و رفع آنها برآمده و كار به هيچ نوع تمام نشده مگر به دادن فرمان امان و ختم قرآن چگونه ميسر است كه چنين دشمن قوى با اين اوضاع و اسباب مغلوب و منكوب آيند در همين بين خبر رسيد كه عبد الرضا خان يزدى وزير شاهزاده محمد ولى ميرزا كه در يزد به نيابت ايشان مشغول بود شاهزاده را كه در دارالخلافه ديده و خصم قوىدست روس را به تبريز رسيده شنيده سوداى استقلال در دماغ خود جاى داده جميع عيال و اولاد شاهزاده را از يزد بيرون كشيده و با يزديان متفق شده سيصد هزار تومان زر مسكوك و دويست هزار تومان اقمشه و امتعه از مال شاهزاده تصرف كرده به بذل و بخشش و گرفتن نوكر مشغول مىباشد و باز خبر رسيد كه عباس قلى ميرزا حاكم كرمان ولد ابراهيم خان قاجار كه نوادهء دخترى خاقان مغفور بود در كرمان به اغواى قاسم خان نامى و به غرور جوانى قريب به هشت هزار نفر از طايفهء بلوچ و طايفه عطاء اللهى جمع كرده از شهر كرمان در كار حركت كردن به سمت يزد و كاشان است . خاقان مغفور به اين جهات و رموز ديگر دولتى كه صاحبان دولت و سلطنت از آن آگاهند جواب نايب السلطنه را به‌طور خوشى نوشته و صراحة سه ركن مصالحه را قبول فرموده و در باب ركن ديگر كه دادن بيست كرور اشرفى باشد تأمل فرموده بودند و پنج كرور به نايب السلطنه اذن داده بودند كه طى گفتگو نمايد .

ذكر گفتگوى ژنرال بسقويچ با نايب السلطنه در مجلس دهخوارقان و رفتن دالخسكى از طرف ژنرال بسقويچ به دارالخلافهء تهران و آمدن ميرزا ابو الحسن خان وزير دول خارجه از دارالخلافه به آذربايجان

چون نايب السلطنه و ژنرال بسقويچ با امناى دولت روسيه و ايران در قصبهء دهخوارقان مجتمع آمدند و به ملاقات هم رسيده گفتگوى دولتى به ميان آوردند از آنجا كه كاغذ وكالت دولتى در دست وكلاى طرفين ضرور است تا سخنانى كه گفتگو مىشود