تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
آنها برداشته شود از قريهء نمين توپخانه و سوار را برداشته و اين دعاگوى دولت شاهى را نيز از حقيقت حال مخبر نموده روانهء قلعهء اردبيل شدند و اين دعاگوى دولت به عزم استقبال با سه دسته جانباز عراقى و دو عراده توپ از قلعه بيرون رفته در ركاب پادشاه مرحوم صحيحا و سالما وارد قلعه شديم و شاهيسونان همه جا از دور سياهى نموده به قدر دو توپ‌رس نزديك مىآمدند تا به نيم فرسنگى اردبيل به اين سياق آمده مراجعت كردند و در اين بين نصير خان طالش با قدرى تفنگچى كه از قلعهء النجق نخجوان فرار كرده بود به قلعهء اردبيل وارد شد . چون هر روز مبالغى جو و كاه براى سوارانى كه در قلعه بودند و اسب‌هاى توپخانه لازم بود و احتمال كلى مىرفت كه اگر مصالحه منعقد نشود لشكر روسيه به محاصرهء قلعهء اردبيل اقدام نمايند به اين ملاحظه قرار شد كه پنجاه رأس اسب در قلعهء اردبيل مانده و هر قدر مال و قاطر زايد بر پنجاه رأس است به دست نصير خان و بعضى از معتمدان سپرده شده روانهء محال كرگانرود و طالش شود كه هم توفيرى و تفاوتى در انبار حاصل و هم دوست و دشمن و دور و نزديك متيقن شوند كه براى قلعگيان اردبيل راهى سواى قلعه‌دارى و نزاع و قتال نيست . پادشاه مرحوم نصير خان را با جميع مال و دواب روانهء كرگانرود نمودند و در اين بين از خاقان مغفور احكام و نوازشات به پادشاه مرحوم رسيده و هشت هزار تومان زر نقد مدد خرج مرحمت فرموده بودند و از طرف نايب السلطنه نيز قاسم خان غلام تفنگچى باشى با پنجاه نفر غلام تفنگچى قدر انداز و هزار تومان نقد رسيده نوازشات بسيار به پادشاه مرحوم و اظهار التفات به اين دعاگوى دولت فرموده بود به خصوصه از خدمتگزارى و جان‌سپارى كه از اين دعاگوى دولت شاهى نسبت به پادشاه مرحوم واقع مىشد كمال رضامندى نموده بودند خلاصه آن‌كه در قلعهء اردبيل كم و كسرى در هيچ باب از تهيهء قلعه‌دارى نمانده بود . در اين مقام براى تجربهء مطالعه‌كنندگان چند كلمه عرض مىشود ، شبى از شب‌ها اين دعاگوى دولت به خلوتى كه در ميان قلعه منزل يكى از خوانين عمده بود به پوشيدگى وارد شده استماع نمود كه خان صاحب منزل به برزوبيك ولد حاتم خان جبه‌دار خاقان