تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ملازاده ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

ص 68 س 12 :

امام ركن الدين شهيد . عوفى مينويسد : مولانا ركن الدين مسعود بن امام‌زاده رحمه اللّه . صدرى كه فلك فضل از وى داير بود ، وصيت بزرگى او در اطراف ربع مسكون ساير ، اشعار او واسطهء قلادهء فصاحت ، و مجلس وعظ او عروس منصهء بلاغت ، چون بر ذروهء منبر شكرآب بيان از فوارهء دهان بگشادى . حرارت دل محروران ارادت را بدان شكراب تسكين دادى ، و چون در موقف نظر و مقام جدال قيل و قال آغاز كردى ، قاضى ولايت چرخ ششم طيلسان و قار از سر انداختى ، و با اين فنون علم و بزرگى ، روزگار ناسازگار با او نساخت ، و بناء حيات او را منهدم گردانيد ، و بسعادت شهادت رسيد ، درين واقعهء هايله خراسان و ماوراء النهر ، بلك درين ثلمهء عظيم كه در اسلام افتاد ، بواسطهء كفار چين ، ازين قوىتر واقعه‌يى بعد از طوفان نوح دست نداده ، بيت
بنيكنامى يكچند روزگار گذاشت * برفت و محنت و اندوه ، يادگار گذاشت
و آن صدر بزرگ را در دين و شريعت تصانيف مقبولست ، و قصهء يوسف املا كردست ، هنوز تمام نكرده بود كه آن يوسف مصر فضل را در چاه وحشت انداختند و از وى استماع افتادست . نظم
روزى كه دست‌يابى بر اهل روزگار * در عاقبت نگه كن و كوتاه دار دست دست ستم دراز مكن ، اينقدر بدان * كايزد در اجابت مظلوم در نبست
و اين دو رباعى از وى شنيده آمد : رباعى
شمعيست رخ خوب تو پروانه‌نواز * لعل تو مفرحيست ، ديوانه‌گداز در راه توام زان نفسى نيست ، كه هست * شب كوته و تو ملول و افسانه دراز
تاريخ ملازاده ( فارسى ) — صفحة 90 | احمد بن محمود ( معين الفقراء ) / احمد گلچين معانى