ملك مردم است و اگر بىاجازت عمارتى « 1 » رود بعد از تحمّل زحمت « 2 » و اخراجات وافر معمور « 3 » گردد بازگيرند در عمارت « 4 » آن شروع نمىنمايند « 5 » اگر نوعى سازيم كه آن بائرات آبادان گردد و از آنچه « 6 » ديوانى و اينجو باشد حصّهء معيّن بديوان رسد و از آنچه ملكى « 7 » بود حصّهء به مالك رسد و حصّهء بديوان و كسانى كه آبادان « 8 » كنند چنان بايشان دهيم كه ايشانرا مؤبّد استظهارى « 9 » باشد و جهت اولاد و اخفاد « 10 » اندوخته نيكو دانند و ايشانرا در آن مكسبى وافر بود تا بهتر رعيت نمايند و چون فائدهء بسيار بينند از تجارت و تحمّل مشاق سفر و ديگر معاملات اجتناب جسته بيكبارگى « 11 » ميل بعمارت و زراعت كنند چه جمهور خلق از پى نفع و مكسب روند چون چنين باشد باندك زمان « 12 » اكثر خرابها آبادان گردد و آبادانى چنان خرابها به قوت و مال و اتّفاق همهء عالميان « 13 » ميسّر گردد و به غير ازين طريق « 14 » محال است و چون آن « 15 » بائرات معمور شود غلّه ارزان گردد و بوقت برنشستن لشگر بمهمّات ضرورى در حدود سرحدّها تغار بسيار آسان دست دهد و مال خزانه نيز دست دهد و « 16 » زيادت شود و ارباب و ملاك را « 17 » از نو ارتفاع « 18 » و استظهارى پديد آيد رعايا مستظهر و متنعّم شوند و ما را « 19 » اجر و ثواب تمام « 20 » حاصل شود « 21 » و نام نيكو مؤبّد « 22 » و مخلّد ماند تمامت حاضران ازين فكر صائب و سخنان لطيف متعجّب و متحيّر بماندند و جمله بعد از ثنا و آفرين گفتند كه « 23 » مهتر ازين انديشه و مفيدتر ازين فكر در عالم كس نكرده و پدران تو خرابى كردند و تو آبادانى كنى ازين مرتبه تا آن مرتبه عقلا و عرفا و شرعا « 24 » فرق « 25 » معلوم و محقّق است و مطلقا آنچه ديگران مرده گردانيده
هامش
( 1 ) - عمارت :W .( 2 ) - مشقّت :W .( 3 ) - معلوم :W .( 4 ) - عمارات :L .( 5 ) - نمايند :L . , W .( 6 ) - از آنكه :W .، از :S . om .( 7 ) - ملك :L .( 8 ) - آبادانى :L .( 9 ) - استظهار تمام :W .، استظهار :L .( 10 ) - اخبار :W .( 11 ) - بيكبار :L .( 12 ) - باندك زمان :W . om .( 13 ) - عالم :L .( 14 ) - طريقه :L . , W .( 15 ) -L . om .( 16 ) - دست دهد و :L . , W . om .( 17 ) - و ملاك :L . , W .( 18 ) - ارتفاعى :L . , W .( 19 ) - ما :L .( 20 ) - ثواب و اجر تمام :L .( 21 ) - آيد :L .( 22 ) - مديد :L .( 23 ) -L . , W . om .( 24 ) - و شرعا :W . om .( 25 ) - فرق را :L . , W .