شده « 1 » در خزانه موجودست يا نه احتراز از آنكه مبادا كه بعلّتى « 2 » از علل بسيار وجه خزانه نمانده باشد « 3 » و پيش ازين بعضى بزرگان و دوستان التماس نمودندى تا « 4 » از خزانه قرضى بايشان دهند چون « 5 » يرليغ رفته كه بىپروانهء مبارك « 6 » تصرّف نكنند آن التماس « 7 » نيز مندفع شد و فرموده تا مهرى معيّن ساختهاند و هر جامهء « 8 » كه بخزانه مىآرند فى الحال آن مهر بر آن مىزنند تا بدل نتوانند كرد و فرمود تا فراشان بسيار كه پيش ازين در ميان « 9 » كار خزانه « 10 » شروع ميكردند « 11 » بمجرّد فراشى مشغول باشند و بخزانه تعلّق نسازند چه بعهدهء اين چهار كس است و رفع حساب بموجب پروانه ايشانرا باز بايد داد و فرمود كه قطعا درين خزانه « 12 » سنگ الوزن « 13 » نباشد به همان « 14 » سنگ عدل مهر كرده كه « 15 » بستانند خرج كنند و هيچ آفريده را مجال نه كه به قدر گزى « 16 » كرباس بعوض زر به صاحب حوالتى دهند يا يك لحظه « 17 » مدافعت و مطل « 18 » دهند « 19 » بلكه فى الحال زر نقد يا جامه كه حوالت رفته باشد همان جنس بتمغاى خزانه تسليم بايد كرد و چيزى از كس توقّع ندارند و بهر صد دينار وجوه « 20 » كه از ولايات « 21 » آرند دو دينار برسم الخزانه معيّن است و زيادتى از آن هيچ نستانند و خزانه ديگر وضع فرموده و خواجهسرايى منصوب است كه از هر ده دينار وجوه كه بخزانه آرند يك دينار و از هر ده جامه جامهء « 22 » جدا كرده بوى « 23 » بسپارند تا در آن خزينه مىنهد « 24 » و وجه صدقات بر آن حوالت ميفرمايد تا حاضر ميگردانند تا بدست مبارك يا « 25 » بحضور حضرت « 26 » به مستحق مىرسد و ضبط آن بر همان ترتيب كه شرح داده شد « 27 » و خزانه زرادخانه نيز
هامش
( 1 ) - . . . رفته :L . , P . , W .( 2 ) - علّتى :W .( 3 ) - نبود :W .( 4 ) - كه :L . , W .( 5 ) -S . , P . om .( 6 ) - عالى :L . , W .( 7 ) - التماسات :L . , W .( 8 ) - جامه را :L .( 9 ) -W . om .( 10 ) - كارخانه :W .( 11 ) - . . . مىنمودند :L . , P . , W .( 12 و 14 ) - :W . om .( 13 ) - سنگ وزن :L .( 15 ) - به همان :et ins .و :L .( 16 ) - گز :L . , W .( 17 ) -L . , W . om .( 18 ) - و مطل :L . , W . om .( 19 ) - نمايد :L . , W .( 20 ) - وجه :L .( 21 ) - ولايت :L .( 22 ) - يكجامه :P . , W .( 23 ) -W . om .( 24 ) - مىنهند :P . , W .( 25 ) - بدست مبارك يا :P . , W . om .( 26 ) - بدست مبارك :L . , W . ins .( 27 ) - ميكنند :L . ins .