بار ميكردند و فرو گرفتند و تا غايتى نامضبوط بود كه آن را خيمهء نبودى و در صحرا برهم نهاده بنمدى مىپوشانيدند و ازين ضبط قياس سائر احوال توان كرد و از جملهء عادات آنكه بهروقت كه خزانه بياوردندى جماعت « 1 » امرا و دوستان خزانهداران پيش ايشان مىرفتند و باريقو مىخواستند « 2 » و ايشان « 3 » به قدر هريك را چيزى ميدادند « 4 » و باورچيان و شرابداران و فراشان و اختاجيان هريك چيزى از ماكول و مشروب و غيره مىبردند و چيزى مىخواستند « 5 » و خزانچيان « 6 » باهم كنگاج كرده ميدادند و همچنين فراشان چون محافظت ايشان مىكردند « 7 » ملتمسات هريك « 8 » نقد دادندى و خزانچيان نيز باريقو بهمديگر ميدادند و كنگاج كرده هريك چيزى به خانه مىبرد « 9 » و از آن خزائن هر سال برين طريقه دههشت تلف شدى و دو به مصرفى « 10 » كه پادشاه فرمودى رسيدى و حكام ولايات چون اين معانى « 11 » فهم كرده بودند اگر وقتى وجوهى بخزانه ميدادند خدمتى داده يكى را دو يافته « 12 » مىستدند و چون مال كمتر بخزانه آرند و آنچه آرند ضبط « 13 » برين نمط بود پيدا بود « 14 » كه پادشاه از آنچه خرج تواند فرمود « 15 » و همواره برين « 16 » موجب بود و چون فرموده بودند كه توتغاولان احتياط كنند و اگر كسى جامهء يا چيزى از خزانه بيرون برد بگيرند بهر چندسال يكى را بگرفتندى و آن نيز بواسطه غرضى منتهز فرصت شده بودندى تا او را در گناه آرند و اين معنى نيز در همه عهدها « 17 » زيادت از دو سه نوبت اتّفاق نيفتاده باشد و بدان سبب ترك مرصّعات و زر سرخ نگيرند و شرح آن احوال زيادت از حد بيان « 18 » است درين وقت پادشاه اسلام « 19 » ضبط آنچنان فرمود كه خزانها جدا باشد هر آنچه مرصّعات بود تمامت « 20 » بدست مبارك در صندوق نهد چنان كه اگر تصرّفى رود فى الحال معلوم گردد
هامش
( 1 ) - جماعتى :P .( 2 ) - مىخواست :W .( 3 ) - ايشانرا :W .( 4 ) - مىداد :W .( 5 ) - مىخواست :W .، و چيزى مىخواستند :P . om .( 6 ) - خزانچى :P .( 7 ) - محافظ ايشان بودند :W .( 8 ) - يكرا :W .، هركس :P .( 9 ) - مىبردند :L . , P .( 10 ) - در مصرفى :P .( 11 ) - معنى :W .( 12 ) - فيض :P .( 13 ) - آن :L . add .( 14 ) - باشد :L . , P . , W .( 15 ) - كرد :P .( 16 ) - بدين :W .( 17 ) - عهد :P .( 18 ) - بيرون :P .( 19 ) - غازان خان :W . add .، خلّد ملكه :L . , P . add .( 20 ) - تمام :P .