تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
حشم و هر آنچه دربايست باشد نمامت همچنين برآرند و از جملهء اصل وجوه مجموع برآرند بدان موجب بنويسند و هر آنچه فاضل آمد فرمود كه وجه خزانهء آن خاتون باشد و مضبوط مىدارند و به مهر دو امير كه بر سر هر اوردويى معيّن‌اند و بىحكم يرليغ پادشاه خرج نكنند تا همواره خواتين را نيز خزانهء باشد كه بگاه ضرورت به كار آيد و فرمود كه آن املاك اينجوى من‌من بعد اينجو و ملك فرزندان آن خاتون باشد و وقف بر اولاد ذكور ايشان گردد « 1 » دون الاناث « 2 » و اگر آن خاتون را پسر نباشد از آن پسران ديگر خواتين بود و اين زمان تمامت آن ولايات و املاك بموجب مؤامرات ديوان در دست نواب خواتين است و معمور گشته و اموال
S . fol . 335 r .
زيادت از ماتقدّم حاصل مىشود و وجه آش اوردوها و مصالح ما يحتاج آن تمامت معدّ و مرتّب و بهنگام مىرسد و وجه خزائن خواتين معيّن « 3 » و درين وقت « 4 » كه جهت مصالح لشگر بزيادت وجوه احتياجى بود فرمود كه از وجوه خزانهء ايشان مبلغ هزارهزار دينار بلشگر دهند برين « 5 » موجب حوالت فرمود و لشگر را مددى تمام بود و هرگز مانند اين ضبط در هيچ عهد « 6 » نبوده ان شاء الله تعالى « 7 » ابد الدهر « 8 » پاينده « 9 » و آراسته باشد و السلم « 10 »

حكايت سى و دوم در ضبط كار خزانه و ترتيب مهمّات و مصالح آن

پيش ازين معتاد نبود كه كسى حساب خزانهء پادشاهان مغول نويسد « 11 » يا آن را جمعى « 12 » و خرجى معيّن باشد چند خزانچى را نصب فرمودندى تا « 13 » هرچه « 14 » بيارند بستانند و باتّفاق بنهند و هرچه خرج رود باتّفاق بدهند و چون نماند گويند نماند و آن خزانه را فراشان نگاه مىداشتند « 15 » و ايشان
هامش
( 1 ) - كرد :P .( 2 ) - 3v .( 3 ) - 3 - 2 :P . om .( 4 ) - هروقت :P .( 5 ) - بدين :W .( 6 ) - عهدى :W .، ديگر :P . add .( 7 ) -W . om .( 8 ) - برين نسق :L . ins .( 9 ) - مرتّب :L .( 10 ) -W . om .، بمنه و جوده :P .، به حق الحق :L . add .( 11 ) - نويسند :W .( 12 ) - جمع :P . , W .( 13 ) - كه :W .( 14 ) - آنچه :L . , P . , W .( 15 ) - دارند :W .