در شب شيخ محمود را توكيل كردند و بامداد صاين قاضى و سيّد قطب الدين و معين الدين خراسانى و امين الدين ايداجى و سعد الدين حبش را « 1 » گرفته يارغو داشتند و بعد از هفت روز امين الدين را رها كردند و بعد از ده روز سعد الدين حبش را چه ايشان هردو گناهى نداشتند و دو « 2 » شنبه « 3 » بيست و دوم ذى الحجّه قاضى صاين و سيّد قطب الدين و معين الدين را « 4 » بموضع « 5 » دول « 6 » بياسا رسانيدند و چهارشنبه منتصف محرّم سنهء احدى و سبعمائه شيخ محمود را بشفاعت بولغان خاتون اطلاق فرمود و هرچند پادشاه اسلام غازان خان « 7 » بغايت « 8 » رحيمدل بود و آزار هيچ حيوانى جائز نداشتى تا غايت « 9 » كه اگر وقتى مگس « 10 » در طعام افتادى بدست مبارك خويش او را بيرون آوردى بآهستگى چنان كه پرهاى او شكسته نشدى و بگذاشتى تا قوّة گرفتى و او را بپرانيدى ليكن ميفرمود كه پشهء بىگناه كشتن بر من « 11 » دوشوارتر از آدمى گناهكارست چه آدمى فتّان را زنده گذاشتن مؤدّى « 12 » بخللهاى عظيم « 13 » باشد خاصّه در امور مملكت و سلطنت « 14 »
حكايت توجّه پادشاه اسلام غازان خان « 15 » بجانب الاتاغ « 16 » و از آنجا به راه نخچوان بقشلاق ارّان حركت فرمودن و وصول ايلچيان كه بمصر رفته بودند
رايات همايون روز چهارشنبه « 17 » منتصف محرّم سنهء احدى و سبعمائه بجانب الاتاغ توجّه فرمود و بيست و يكم ماه مذكور قتلغ شاه نويان با لشگرى بر « 18 » عزم دياربكر به طرف مراغه روان شد و پادشاه اسلام پنجشنبه دوم صفر بسراى الاتاغ نزول فرمود و يكشنبه دوم ربيع الاوّل از الاتاغ بر عزم ارّان نهضت فرمود « 19 » به راه نخچوان و فرمان شد كه امير قتلغشاه « 20 » از دياربكر
هامش
( 1 ) - جيش را :L .( 2 ) - روز :L .( 3 ) - دوشنبه :P . om .( 4 ) - معين الدين را :L . , P . om .( 5 ) - در موضع :W .( 6 ) - در راه تبريز :W . add .( 7 ) - غازان خان :L . , P . om .( 8 ) -P . om .( 9 ) - تا غايتى :L . , P .( 10 ) - مگسى :P .( 11 ) - بر من :L . , P . om .( 12 ) - مىشود :P . inserit( 13 ) - و فسادهاء بزرگ :P . add .( 14 ) - :P . p . h . v . e . et add .، و السلام :L . add .- امور پادشاهى و سلطنت و ملك و مملكت و السلام
( 15 ) - غازان خان :L . , P . om .( 16 ) - الاتاق :L . , P .( 17 ) - روز چهارشنبه :P . om .( 18 ) -L . om .( 19 ) -L . om .( 20 ) - نويان با لشگرى كه با او بود :W . add .