تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣

ذكر ولادت

در باغ دولت درختى بارور و شجرى سايه‌گستر بديد آمد آفتاب سپهر دولت در مباركترين وقتى و نيكوترين ساعتى
P . fol . 210 v .
سحرگاه از شب آدينه بيست و نهم از ماه ربيع الآخر سنهء سبعين و ستمائه هلالى از برج سعادت طلوع كرد در سلطان دوين مازندران منجمّان ماهر كه حاضر بودند در زمان ولادت مبارك كواكب را رصد كردند طالع مبارك برج عقرب بغايت مسعود يافتند سهم السعاده و سهم الغيب بر درجهء طالع و هريك ازيشان مشيمهء آن ماه خرگاهى بدرّ درياى شهنشاهى حاصل گشت و بعد از نه ماه در مباركترين ساعتى سحرگاه شب آدينه بيست نهم ربيع الاوّل سنهء سبعين و ستمائه موافق اوّل بيرييكرمنجى « 1 » آى قوين ييل در آبسكون از حدود مازندران بطالع سعد برج عقرب سهم السعاده و سهم الغيب در طالع غازان خان همايون قدم از كتم عدم در حيّز وجود آمد « 2 » و ديدهء جهان بجمال او روشن شد و جماعت منجمّان ماهر كه حاضر بودند در حالت ولادت مبارك كواكب را رصد كردند و به احتياط تمام استخراج كرده طالع مولود بغايت مسعود يافتند « 3 » و هريك « 4 » ازيشان گفت « 5 » « در طالع تو نگاه كردم ديدم » اقطاع تو صد هزار جان خواهد بود » و جمله اتّفاق كردند كه پادشاهى بزرگ در غايت عظمت و نهايت مهابت و شوكت باشد و متّحد الكلمه شدند بر آنكه شعر « 6 »
S . fol . 270 v .
« بلند است اين طالع و بخت او » * بخورشيد رخشان رسد تخت او »
و او را بدايهء نيكو خلق مغالجين « 7 » نام سپردند زن ختايى « 8 » اشنك « 9 » نام كه باقولتاق خاتون آمده بود و او زنى « 10 » پاكيزه صورت پسنديده سيرت بود « 11 » چنان كه
هامش
( 1 ) . - هرنيكومينج :W .، بيرييكيرمنج ؟ ؟ ؟ :L .، هرسكومنج ؟ ؟ ؟ :S .( 2 ) -W . om .( 3 ) - 5v .( 4 ) - يكى :W .( 5 ) - شعر :et add .5 - 3 :L . om .( 6 ) -W . om .( 7 ) - موغابجين ؟ ؟ ؟ ، موغابجين ؟ ؟ ؟ :L .( 8 ) - بود :W . inscrit( 9 ) - ايشك :W .، اشنك :L .، ايشنك ؟ ؟ ؟ :P .( 10 ) - بود :W . inscrit( 11 ) -W . om .