تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
اوردوى خاتون معظّمه بولوغان خراسانى « 1 » بود برد و او را آنجا محافظه نمودند تا چندگاه كه غضب پادشاه فرو نشست و بعد از آن عرضه داشته خلاص يافت و اكنون ملازم مال خود « 2 » امير حسين گورگان « 3 » است « 4 » و كسان او را « 5 » ببولغان خاتون « 6 » خراسانى « 7 » دادند و كمال كوچك را كه نائب او بود بكشتند و لكزى را هفتم جمادى الآخر در ميدان مايدشت « 8 » بقتل آوردند و كشلك « 9 » برادرزادهء نوروز و يول‌قتلغ برادرش را به خون بخشيدند و بعلّت آن فتح ميدان بزرگ را قتلغ ميدان نام نهادند و يرليغ را بتمامت ممالك روانه داشتند تا جملهء خويشان و اتباع او را « 10 » بياسا رسانند و شيل‌ون « 11 » و ايل‌بوقا پسران هندوقوررا « 12 » بحدود قصر شيرين بكشتند و سه شنبه بيستم رجب بمرحلهء بيستون شهزاده خربنده از خراسان ببندگى رسيد و پنجم شعبان در اسداباد همدان امير قتلغ شاه از جانب موغان برسيد و بعد از آن امير « 13 » چوبان و پولادقيا از طرف رى بيامدند و فرمان شد تا « 14 » پولادقيا بگرفتن نوروز بخراسان رود و بهورقوداق و امير « 15 » سوتاى پيوندد و بعد از دو روز امير « 16 » قتلغ شاه را نيز روانه فرمود و قتلغقيارا « 17 » نيز بر عقب بفرستاد و در اوائل شعبان سولاميش و عرب بالتو پسر تنجى را كه ياغى بود « 18 » در روم بگرفتند و بتبريز آوردند و پادشاه اسلام از اسداباد بر عزم يايلاغ الاتاغ « 19 » حركت فرمود و از حدود كره‌رود « 20 » شهزادهء جهان خربنده را بمحافظت ممالك « 21 » خراسان روانه فرمود و چون بنوشهر رسيد ايلچيان بشارت آوردند از پيش قتلغ شاه كه نوروز جنگ كرد و منهزم شد و بورلجه « 22 » كوكلتاش طوغانجوق را آورد و آن « 23 » حكايت چنانست « 24 » كچون امير قتلغ شاه بحدود
هامش
( 1 ) - خراسان :W .( 2 ) - مال خود :W . om .( 3 ) - حسينى :T . - W . ; S .( 4 ) - كه خالوى اوست :W . add .؛ 4 ، 111P .- 20 ، 110P .:L . , P . lac .( 5 ) - حاجى نارين را :W .( 6 ) -W . om .( 7 ) - خراسان :W .( 8 ) - ماندست :P . om . , L .( 9 ) - كوسلوك :P .، كوشلوك :L .( 10 ) - نوروز را :L . , P .( 11 ) - شدون :P .( 12 ) - هندان‌قوررا :L .( 13 ) -L . , P . om .( 14 ) -W . om .( 15 ) -L . , P . om .( 16 ) -L . , P . om .( 17 ) - قتلغيانرا ؟ ؟ ؟ :W .( 18 ) - . . . پسر تنجى ياغى را :T . - L . , P . ; S . , W .( 19 ) - يايلاق الاتاق :P .( 20 ) - كوه‌رود :T . - P . , W . ; S . , L .( 21 ) -W . om .( 22 ) - بولجة :W .، بولجه :T . - P . ; S .( 23 ) - اين :W .( 24 ) - و صورت اين‌حال چنان بود :P . p . h . v . e .