و بيشتر « 1 » بلاد ولايت نهرواله را تاخت - سلطان سعيد از غزنين در سنه احدى و ست مائه « 2 » طرف خوارزم لشكر كشيد - بسبب آنكه ملوك تركستان و كفار خطا يارى دهئ خوارزم كردند - و تنگي علف در لشكر شد - بيغرض باز گشت - همچنان خبر طغيان كهوكهران « 3 » و قبايل كوه جود « 4 » در سمع مبارك او رسانيدند - هم در سال مذكور طرف لاهور سوارى فرمود - چون در حدود لاهور رسيد ملك قطب الدين نيز از دهلي بر سلطان مرحوم با عساكر خويش پيوست - متمردّان مذكور كه از خوف لشكر بعضى در كوه درآمده و بعضى « 5 » در كنارهء لب آب مقام قلب گرفته مانده بودند بيشترى علف تيغ گشتند - و اسير و دستگير شدند - سلطان مرحوم در دار الملك غزنين مراجعت فرمود - و ملك قطب الدين را وداع داده سمت دهلي فرستاد - چون در قصبهء دميك رسيد فدائى « 6 » ملاحده يكايك ميان سراپرده درآمد و بر سلطان مرحوم زخم انداخت - چنانچه سلطان مرحوم سعيد شهيد غازي همدران زخم شهادت يافت « 7 » - و اين واقعه در سيوم ماه شعبان سنه اثنين و ست مائه بود - چنين آوردهاند كه بعد نقل سلطان
هامش
( 1 )M .بيشتر مداد ولايت
( 2 )M .در طرف
( 3 )Tabakat Nasiri p . 123 givesكوكهران
( 4 )M .خودKoh Jud or Jud mountains , which are now styled the Salt Range from the number of mines of rock of salt contained within them , Iie between Pind - i - Dadan Khan and Khush Ab and now compose part of the Shahpur . District of the present Rawal Pindi Division under the Panjab Government .( 5 )B .بعضى كنارهء آب
( 6 )B .خلائىand M .فلائيي
( 7 ) : - شهادت يافتB . adds the following afterبزرگي تاريخ اين بادشاه غازى گفته است
* قطعه *شهادتِ ملك بحر و برّ معزّ الدين * كز ابتداء جهان شه چو او نيامد يك
سيم ز غرّهء شعبان ز سال ششصد و دو * فتاد در ره غزنين به منزل دميك