تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
پيش رفت - چهار فوج كرد و فرمود كه دهگان هزار سوار از هر چهار طرف لشكر كفار درآيند چون كافران بافواج پيلان و سواران يكطرف حمله كنند از طرفهاى ديگر افواج لشكر اسلام بيكبارگي شعبهء تير « 1 » كنند همچنين كردند - بنصرت اللّه تعالى لشكر كفار عاجز شد - و تعبيهء ايشان شكست - چون نزديك قلب لشكر اسلام رسيدند از پيش لشكر قلب نيز « 2 » بر كوفت - جمع كفار پريشان گشت - و انهزام در ايشان افتاد - گوبندراى « 3 » هم در معركه كشته شد - و پتهورراى لعين پر پيل سوار بود در وقت شكست از پيل فرود آمده بر اسپ سوار شده گريخت - نزديك خطهء سرستي « 4 » بر دست لشكر اسلام گرفتار آمد - و او را بدوزخ فرستادند - و اين فتح در سنه ثمان و ثمانين و خمس مائه بود فانصرنا على القوم الكافرين - از آنجا قلعهء سرستي و هانسى را كشاد - و اجمير كه دار الملك پتهورراى بود « 5 » نهب و تاراج كرد - و كفار ديار سوالك را اسير گردانيد - و ملك قطب الدين ايبك بنده خود را در حصار كهرام با عساكر قاهره خويش گذاشت - و خود « 6 » طرف دار الملك غزنين مراجعت فرمود -
هامش
( 1 ) .The Tabakat Nasiri , p . 120 , says - :يكبارگي شبه كندM .و سوار برهنه و جريده را چهار فوج فرموده بود از طرف كفار نامزاد كرد و فرمان داد كه ميبايد كه از چهار طرف ميمنه و ميسره خلف و قدام لشكر بهر طرف ده هزار سوار تيرانداز دست بر لشكر كفار ميدارند - چون پيلان و سوار و پيادهء ملاعين حمله ميكنند شما پشت مىدهيد و بتگ اسپ از پيش ايشان دور ميشويد - لشكر اسلاميان هم بران منوال كفار را عاجز كردند حق تعالى اسلام را نصرت بخشيد و لشكر كفار منهزم گشت *See also Raverty , note 2 , p . 46 S( 2 )M .نير كرفت ( 3 )Both B . and M .كندهراSee n . 8 , p . 8 .( 4 )B .سرسي ( 5 )M .پتهوراى نهب ( 6 )M .خود ملك طرف
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى ) — صفحة 10 | يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى / محمد هدايت حسين