تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
كرد - روز ديگر بالاى حوض فرود آمد - اقبال خان با « 1 » لشكر و پيلان بيرون آمده در ميدان با امير تيمور مقابل شد - و هم بحملهء اول شكست خورد - چند زنجير « 2 » پيل بر دست لشكر امير تيمور « 3 » آمد - و باقي پيلان بهزار حيله و زجر ثقيل « 4 » درون شهر برد - فامّا وقت درآمدن بسيار خلق شهر و لشكر « 5 » پايمال و كشته گشت - بحدّى كه از كشته پشته و از مرده توده برآمد - چون شب درآمد اقبال خان و سلطان محمود زن و بچه گذاشته از شهر بيرون آمدند - سلطان محمود « 6 » طرف گجرات رفت - و اقبال خان آب جون « 7 » عبره كرده در قصبهء برن درآمد - روز ديگر امير تيمور خلق شهر را امان داده مال امانى از ايشان گرفت - چهارم روز آن فرمود تا همه خلق « 8 » را كه درون شهر بودند اسير كنند - همچنين كردند - انّا للّه و رضينا بقضاء اللّه - بعد چند روز مسند عالى خضر خان طاب ثراه كه از خوف امير تيمور در كوه ميوات پناه جسته بود و بهادر ناهر و مبارك خان و زيرك خان بعهد و امان امير تيمور را ملاقات كردند - جز مسند عالى خضر خان طاب ثراه ديگر همه را بند كرد - و از دهلي دامن كوه گرفته مراجعت فرمود - و « 9 » خضر خان را رخصت كرد و گفت دهلي همه را گرفته به تو بخشيدم - وقت بازگشت خلقى كه در كوه مانده بودند از ايشان نيز اسير و دستگير گشتند - چون در حد لاهور « 10 » رسيد شيخا كهوكهر « 11 » را
هامش
( 1 )M . omitsلشكر ( 2 )M .جند پيلى بر دست ( 3 )M .امير آمد ( 4 )M .حيله درون شهر ( 5 )B .لشكرى پايمال و كشته شد ( 6 )M . omitsمحمود ( 7 )M .جون را عبره ( 8 )see also Tabakat Akbari , p . 255 for full details .همه خلايق راM .( 9 ) بخشيدمup toو خضر خانB . and M . omits from( 10 )M .لوهور ( 11 )M .كهوكهير