نفر پيادهء هندو بر شهاب خان شبيخون زدند - شهاب خان شهادت يافت و جمعيت او متفرق « 1 » شد - پيلان پيكار واهى « 2 » ماندند - اقبال خان را خبر شد زودتر آنجا رسيد و پيلان را دست آورد - روزبروز قوت و شوكت زيادت « 3 » ميگرفت و مرتبهاش متضاعف مىشد - و از هر طرف لشكر گرد او جمع ميآمد « 4 » - و سلطان ناصر الدين را نقصان و فتور روي مينمود « 5 » - در ماه جمادي الاول « 6 » سنة المذكور اقبال خان از برن سمت دهلي لشكر كشيد - نصرت شاه فيروزآباد را گذاشته جانب ميوات رفت - و همانجا وفات يافت « 7 » - دهلي در قبض اقبال خان آمد و در حصار سيرى سكونت گرفت - بعضى خلق شهر كه از مغل خلاص يافته بودند در دهلي آمده ساكن گشتند - عنقريب الايام حصار سيرى آبادان و معمور « 8 » شد - شق ميان دو آب و اقطاعات حوالى را در ضبط خويش درآورد - فامّا بلاد ممالك چنانچه در تصرف امرا و ملوك بود همچنان در قبض و تصرف « 9 » هر يكى ماند - عرصهء گجرات را با تمام نواحى و مضافات ظفر خان وجيه « 10 » الملك - و شق ملتان و ديبالپور و ساحت « 11 » سنده را بندگيء مسند عالى خضر خان طاب ثراه - و شق مهوبه و كالپى را محمود خان پسر ملكزاده فيروز - و اقطاعات سمت
هامش
( 1 ) مستغرق شدand I .مستغفر شدM .( 2 )Elliot , vol . IV . , p . 3 translates : " and the. پيلان پيكار راهى ماندندI . elephants were abandoned . "( 3 )M .قوت مىگرفت
( 4 )M .جمع ميشد
( 5 )M .فتور پيدا ميگشت
( 6 )M .ربيع الاول
( 7 )M . and B . omitsهمانجا وفات يافت
( 8 )M . omitsو معمور
( 9 )M .قبض هر يكى ماند
( 10 )M .و حبيب الملك
( 11 )B .با ساحت سند