پته او گفته بود « 1 » عادلخان خطاب كرده « 2 » اقطاع سامانه ميان دو آب بحوالهء او گردانيد - و خود در پرداخت كارهاى ملكى مشغول بود - همچنان در ماه صفر سنه احدى و ثمانمائه خبر آمدن امير تيمور بادشاه خراسان رسانيدند كه قصبهء طلنبه را تاخته در ملتان نزول كرده است و اسيران لشكر سارنگخان را كه پير محمد داشته بود زير تيغ بيدريغ « 3 » آورد - ازين جهت اقبال خان بغايت متامّل و متفكّر گشت - امير تيمور بكوچ متواتر حصار بهتنير گرد كرد - راى ذوالجى « 4 » بهتى را اسير گردانيد - و خلقى كه محصّر شده بودند همه را بكشت - از آنجا در حوالى سامانه تاخت - بعضى خلق « 5 » ديبالپور و اجودهن و سرستى كه از خوف او گريخته سمت شهر مىآمدند بعضى اسير و دستگير شدند و بيشترى بشرف شهادت مشرّف گشتند - از آنجا آب جون را عبره كرده در ميان دو آب درآمد - بيشتر ولايت را نهب و تاراج « 6 » گردانيد - در قصبهء نمولى « 7 » نزول فرمود - اسيرانى كه از در سند تا آب گنگ بر دست لشكر او گرفتار شده بودند موازنه پنجاه هزار مرد « 8 » كموبيش و اللّه اعلم بالحقيقة همه را علف تيغ گردانيد - قصبات و شهرهاى مسلمانان و مردم روستا از مسلم و هنود از خوف او گريخته بعضى در كوه و بعضى در جول و بعضى در آبگيرها درآمده پناه جستند - و بعضى مردم در حصار دهلى درآمدند - در ماه جمادى الاول « 9 » سنه احدى و ثمانمائه آب جون را عبره كرده در فيروزآباد نزول
هامش
( 1 )M . omitsو لشكو كشيدن سوى حصار پانى پتهه او گفته بود
( 2 )M .خطاب كرد و اقطاع ميان دو آب
( 3 )M . omitsبيدريغ
( 4 )M .راى جلجين
( 5 )B . omitsخلق
( 6 )M .نهب كرد
( 7 ) قصبهء لونىTabakat Akbari , p . 255، قصبهء نمونيM .( 8 )B .مردم كموبيش
( 9 )M .جمادالاول