گاه ساخته حوالى دهلي را « 1 » خراب ميكرد - ابو بكر شه را خبر شد - ملك شاهين عماد الملك با چهار هزار سوار و پيادگان و بندگان « 2 » بىشمار طرف پانى پته نامزد كرد - در موضع نسمينه « 3 » حوالى پاني پته مذكور ميان هر دو لشكر مصاف شد - لشكر ابو بكر شه را خداى تعالى فتح بخشيد « 4 » - لشكر شهزاده منهزم شده سمت سامانه مراجعت كرد - خيمه و رخت و بنگاه به تمام بر دست ايشان آمد - الغرض چون لشكرهاى دهلي را هربار از فيض ربّاني فتح و نصرت روي ميداد - سلطان محمد و لشكر او را طاقت مقاومت نماند - و « 5 » بدين سبب ضعيفدل گشت - فامّا امرا و ملوك و حشم و خدم « 6 » و رعيت بلاد ممالك كلّا و جملة « 7 » با سلطان موافق بودند - ابو بكر شه نميتوانست كه شهر را خالي گذاشته تعاقب كند - در ماه جمادى الاول سنة المذكور ابو بكر شه لشكر ساخته كرده سمت جتيسر « 8 » سوارى كرد - بيست كروهي از شهر نزول كرده بود - و سلطان را ازين حال « 9 » خبر شد - لشكر و و بنگاه همه « 10 » در جتيسر گذاشت - با چهار هزار سوار جرّاره قصد دهلي كرد « 11 » - بعضى بندگان كه براى محافظت در شهر مانده بودند در دروازهء بداؤن مقدارى جنگ حصاري « 12 » كردند - چون در دروازه آتش زدند بندگان مذكور « 13 » منهزم شدند - سلطان هم از راه دروازهء مذكور درون « 14 » شهر درآمد - و در كوشك همايون نزول فرمود - خلق شهر از وضيع و شريف و بازارى « 15 » به تمام
هامش
( 1 )M .حوالي دهلي كه خراب
( 2 )M .سوار و بندگان پياده بىشمار
( 3 ) بسيهand I .به سينهM .( 4 )B .فتحياب بخشيد
( 5 )B .نماند بدين سبب
( 6 )M .حشم و رعيت
( 7 )M .كلا و جملاB .كلا او جملةM .( 8 )M .جتيرا
( 9 )M .ازين حال علم شد
( 10 )B . omitsهمه
( 11 )M .دهلي آمد
( 12 )M .حصاري شده كردند
( 13 )B . omitsمذكور
( 14 )M .مذكور در شهر
( 15 )M .بازار به تمام