بيست - لكه تنكه نقد و دو زنجير پيل خدمتي آورد - و بمراحم خسروانه مخصوص گشت - سلطان بيست و هفتم « 1 » ماه ربيع الاول يكايك درون حصار اكداله « 2 » دررفت - آنجا جنگي محكم شد « 3 » كه در تحرير و تقرير نگنجد بنگاليان بشكستند و بسيار كشته شدند « 4 » - ستيدانو « 5 » مقدّم نايكان آن روز كشته شد - بيست و نهم ماه مذكور لشكر از آنجا بيرون رفته كنارهء لب آب گنگ « 6 » فرود آمد - الياس حاجي در اكداله حصاري « 7 » شده بود - در پنجم ماه ربيع الآخر با جميع حشم و خدم و بنگاليء بىشمار مستعد جنگ شده « 8 » بوقت نماز پيشين از حصار بيرون آمد - سلطان لشكرها فوج كرده صف بكشيد « 9 » - به مجرد آنكه نظر الياس حاجي بر سلطان افتاد هراسيده روى بهزيمت نهاد - لشكر حمله كرده چتر و چهل زنجير « 10 » پيل او بدست آمد - و سوار و پيادهء بيشمار علف تيغ گشت - سلطان روز دوم مقام كرد - سيوم روز بر سمت دار الملك دهلي مراجعت فرمود - بعد چندگاه شهر معظّم فيروز آباد را حرّسها اللّه عن الآفات بنياد نهاد - در سنه ست و خمسين و سبعمائه طرف شهر ديبالپور عزيمت كرد - جوئ از آب ستلدر « 11 » بكشيد تا جحبز كه چهل و هشت كروه باشد ببرد - و در سال دوم جوئ فيروزآباد از حوالي كوه مندتى « 12 » و سرمور كشيد و هفت لب آب ديگر دران آب انداخته
هامش
( 1 )M .بست و هشتم
( 2 )B .اكداله محل برون دررفت
( 3 )M .محكم شد بنگاليان
( 4 )M .گسسته شدند
( 5 )M .سهديو مقدم بايكان
( 6 )M .آب كنكى فرود
( 7 )M .حصاري شد
( 8 )M . omitsشده
( 9 )M .صف كشيد
( 10 )M . omitsزنجير
( 11 )Tabakat Akbari , p . 230آب ستلد كشيده تا جهجر
( 12 )Tabakat Akbari , p . 230نهرى از آب جون از حوالى مندل و سرمور كشيد و هفت نهر ديگر به او جمع كرده