حجابات « 1 » ايستادند - فرمان شد احمد اياز را « 2 » بكوتوال هانسي تسليم نمايند - و ملك خطاب را به تبرهنده برند « 3 » و منتهو خاص حاجب را در سنام جدا كنند « 4 » و شيخزاده بسطامي را فرمان شد از مملكت بيرون رود - و حسام الدين ادهك و مسن در حبس سالار درافتادند - سلطان در ماه رجب رجّب قدره سنة المذكور در سواد شهر نزول فرمود - عامهء خلايق « 5 » استقبال كردند - و بمراحم خسروانه « 6 » مخصوص شدند - و بطالع سعد و به پيروزى « 7 » دوم ماه مذكور در قصر همايون « 8 » فرود آمد - و در پرداخت مصالح مملكت و امور سلطنت مشغول گشت - در ماه صفر سنه ثلاث و خمسين و سبعمائه طرف سرمور سواري كرد - بعد چهار ماه جانب شهر مراجعت فرمود - روز دوشنبه سيوم ماه جمادى الاول سنة المذكور شاهزاده « 9 » محمد خان در شهر ولادت يافت - اين بشارت فرخنده و اين خبر خجسته به سلطان رسانيدند - وصول مقدم « 10 » مبارك او را ميمون داشتند
* بيت *
مبارك باد و ميمون باد و فرخ باد و فرخنده * وصول اميد اين كركز ببرجِ نيّرِ اعظم
جشنها ساختند و شاديها « 11 » كردند - خلقي كه در نوبت بادشاهي تولّد شد همين شاهزاده بود - و از آن روز باز كه اين شاهزاده از كتم عدم بصحراى وجود آمد كار مملكت هر روز تضاعف ميپذيرفت - و رونق سلطنت ازدياد مييافت « 12 » - الغرض بعد چند ماه هم در سنة المذكور
هامش
( 1 )M .جحاب ايستادند
( 2 )B .اياز را كوتوال
( 3 )M .ببرند
( 4 )B .جدا كند
( 5 )M .عامهء خلق
( 6 )M . omitsخسروانه
( 7 )M . omitsو به پيروزي
( 8 )M .قصر حانون
( 9 )B . and M .و شاهزاده
( 10 )M .قدم مبارك
( 11 )M . omits the couplet and B .شادى كردند
( 12 )M .ازدياد يافت بعد