تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
كرد - او در آمدن اهمال نمود و عرضه داشت متضمن اخلاص پيش تخت اعلي روان كرد - و بر خداوندزاده ترمد و عين الملك در ملتان نيز نبشته‌ها فرستاد - ايشان عين آن نبشته‌هاى خواجه جهان را در حضرت روان كردند « 1 » و سلطان را خبر اختلاف و اختلال خواجه جهان روشن شد - و ايشان متعاقب در لشكر سلطان پيوستند - بمراحم خسروانه و عواطف پادشاهانه « 2 » مخصوص گشتند - خواجه جهان شنيد كه بكوچ متواتر سلطان مىرسد و جميع خلايق با او متفق است - سيد جلال الدين كرمتي و ملك ديلان و مولانا نجم الدين راضي و داؤد مولا زادهء خود را برسالت در لشكر روان كرد و بازنمود كه سلطنت و بادشاهي هنوز در خاندان سلطان محمد است - حضرت خدايگاني باسم نيابت ملك‌داري و وليعهدي مصالح ملك را تلقّى نمايد - و باستقلال پرداخت امور ملكي مشغول گردد - و يا چند اقطاع از اقطاعات هندوستان اختيار كند - و هر اميري را كه خواهد برابر برد - چون رسولان مذكور در لشكر رسيدند سلطان محضر كرد - و سلطان المشايخ قطب الاولياء نصير الحق و الشرع و الدين رحمة اللّه عليه و مولانا كمال الدين سامانه و مولانا شمس الدين باخرزي « 3 » را حاضر گردانيد و فرمود شما را معلوم است كه من پيش خدايگان مغفور چه حد قرب داشتم - شنيده باشيد كه خواجه جهان پسركى را بدروغ پسر سلطان محمد ساخته - اگر سلطان را پسركي « 4 » بودي از من پنهان نماندى - و براي پرورش هيچ‌كس قريب‌تر و مشفق‌تر از من نبودى - او را بر تخت نشانده است و خلق شهر را با او بيعت داده - اكنون راى شما چه اقتضا مىكند - و چه رخصت ميدهد و صواب چيست - مولانا
هامش
( 1 )M .كرده سلطان ( 2 )M .بمراحم و عواطف مخصوص ( 3 )M .باحرزي حاضر ( 4 )M .پسرى بودى
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى ) — صفحة 121 | يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى / محمد هدايت حسين