سراى اعلي همين طايفه مينمود - و از هر « 1 » جنس متاع از برده و زر و نقره و كاغذ و كتاب بود ايشان خريده در خراسان « 2 » فرستادند - در سنه خمس و اربعين و سبعمائه ملك نظام مقطع كره باغواء و غرور چند غلامي كه ايشان را گرد آورده بود « 3 » بلغاك كرد . شهر اللّه برادر عين الملك از اوده لشكر ساخته كرده بر وي زد - لشكر او منهزم گشت - و او را زنده اسير و دستگير كرد - آن فتنه فرو نشست - بعد آن هم در سنة المذكور شهاب سلطاني در بدر بلغاك كرد - و خلق بدر را ترغيب كرده با خود يار « 4 » گردانيد - قتلغ خان براى دفع « 5 » شر او آنجا رفت - پسر خرد « 6 » شهاب الدين مذكور با جمعيت خويش پيش آمد - و مقاومت نتوانست كرد - منهزم شده « 7 » درون حصار بدر درآمد - پدر و پسر هر دو حصارى شدند - قتلغ خان ايشان را بامان دست « 8 » آورد و در حضرت فرستاد - و در سنه ست و اربعين و سبعمائه علي شه « 9 » خواهرزادهء ظفر خان علائي امير صده قتلع خان براى تحصيل [ از ] « 10 » ديوگير [ به گلبرگه ] رفته بود - آن طرف از لشكر و مقطعان و واليان خالي ديد برادران خود را با خود يار « 11 » گردانيد - بهرن « 12 » متصرف گلبرگه را بغدر كشت - مالهاى فراوان غارت كرد از آنجا در بدر آمد - نايب بدر را بكشت و اسباب فراوان بدست آورد - ولايت بدر ضبط كرد - ازين حال خبر كردند - قتلغ خان را با « 13 » بعضي امرا و ملوك و حشم دهار بدفع فتنهء او نامزد
هامش
( 1 )M .از جنس متاع
( 2 )M .ميفرستادند
( 3 )B .گرد آورده بلغاك
( 4 )M .بازگردانيد
( 5 )M .براى فتنهء شر
( 6 )M .پسر خود
( 7 )B .شد درون
( 8 )M .بامان درآورد
( 9 ) عليشه كه خواهرزادهء ظفر خان علائى كه اميرand Barani , p . 488عليشاهM .صدهء قتلغ خان بود
( 10 ) عليشه مذكور ازBarani , p . 488؛ تحصيل در ديوگير رفته بودB . and M .ديوگير به تحصيل در گلبرگه رفته بود
( 11 )M .يار كرد
( 12 )Barani , p . 488بهيرن
( 13 )B .خان را بعضي