چون آن طبقه مكرر عصيان نمودند ، قادر كن فيكون نداى
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 1 »
»
درداد و به فرشتگان كه در اين دنيا بودند ، گفت « من بدل شما در زمين براى عبادت كردن خواهم آفريد » .
« قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ
« 2 »
»
ملايك گفتند « مى - آفرينى در زمين آنكه تباهى كند در او به شرك آوردن و صفت كردن تو را به صفات ناسزا و بريزد خونها به ناسزا ؟ » اين بدان گفتند كه خداى تعالى خبر داده بود ملايك را از اعمال بنى آدم ، طاعت و معصيت را « و ما تو را به پاكى ياد مى - كنيم ، به ستايش كردن بر صفات كمال و منزه دانستن از نقايص و عيب » و اين استفهام در معنى طلب خبر بود كه فرشتگان كردند از خداوند ، در آفرينش او كه بىفرمانى كند تو را در زمين به جاى ما كه فرمان برانيم ترا چه حكمت است ؟
« قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
« 3 »
»
مىدانم بدانچه خواهد بود از آنها آنچه ندانيد شما .
پس از تكرار طغيان باقى جنيان ، خالق اشباح و الارواح قصد آفريدن آدم كرده ، جبرئيل را فرستاد كه يك قبضه خاك از زمين برگيرد و برد .
زمين سوگند داد كه از اين عزيمت درگذر . زيرا كه از من شخصى خواهد آفريد كه او نافرمانى كند و من طاقت غضب سبحانى ندارم . جبرئيل ترحم نموده ، بىنيل مقصود بازگشت .
ميكائيل و اسرافيل نيز متعاقب بدين امر مأمور شدند . چون ايشان را نيز سوگند داد ، به طريق جبرئيل مراجعت نمودند . آنگاه عزرائيل به انجام اين كار آمده ، هرچند سوگند داد نپذيرفت . از هر لون گل ، پارهاى برداشته ، برد .
بنابر بىترحمى كه از او صدور يافت ، قبض ارواح خاكيان به دو تعلق گرفت و
هامش
( 1 ) - سورة بقره ، 2 . قسمتى از آيهء : 30 .
( 2 ) - سورة بقره ، 2 . نيمى از آيهء 30 .
( 3 ) - سورة بقره 2 . قسمت آخر آيهء 30 .