دى بر سر گور ، ز له غارت كردم * مر پاكان را جنب زيارت كردم
كفارهء آنكه روزه خوردم رمضان * در عيد نماز بىطهارت كردم
قبل از فطرت آدم ، فرشتگان كه عزازيل معلمشان بود ، روزى به تماشاى لوح محفوظ رفته ، در غايت ملالت بازآمدند . عزازيل سبب ملال پرسيد .
گفتند « امروز به تماشاى لوح محفوظ رفته بوديم . از آنجا معلوم ما شد كه عنقريب يكى از مقربان درگاه احدى به لعنت ابدى گرفتار خواهد شد . ما هر يك از عاقبت كار خود هراسانيم . تو دعا كن تا به يمن بركت تو از ما رفع شود . » ابليس گفت « اين به ما و شما نسبتى ندارد . من مدتى است كه بر اين مطلع شده ، به كسى نگفتهام اصلا و استغفار نكردم . »
چون خلقت آدم تمام شد و روح به جسد درآمد ، ملايك جمله به امر پروردگار سجده كردند ، وى ابا نمود . سبب سجده كردن ملايك آدم را اين بود كه اسامى اشياء نمىدانستند . حق عز و علا آن همه آدم را بياموخت . قوله تعالى :
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ »
« 1 » بياموخت خداى تعالى آدم را نامهاى همهء مخلوقات . پس عرضه كرد بر ملايك .
« فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
« 2 » پس گفت خداى تعالى كه خبر كنيد مرا اى فرشتگان نامهاى اشياء اگر هستيد راستگويان .
در گفتار اول كه گفتهاند : ميافرين آدم را كه ما فاضلتريم از او
« قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ »
« 3 » گفتند ملايك پاكى و منزهى تو راست از نقايص . خداوندا نيست دانش ما [ را ] مگر آنچه تو و
هامش
( 1 ) - سورة البقره ، 2 . قسمتى از آيهء 31 .
( 2 ) - سورة البقره ، 2 . آيهء : 31 .
( 3 ) - سورة البقره ، 2 . آيهء : 32 .