باب دوم در ذكر خروج سيد هدايت پناه سيد امير كياى ملاطى « » نور قبره با فرزندان دولتمند خود تا درجهء شهادت يافتن حضرت امامت قباب ، سيد على كيا با برادران در رشت و ذكر سوانح حالاتى كه در آن ايام واقع شد .
فصل اول از باب دوم
[ فصل اول از باب دوم از نسخهء موجود افتاده است . ]
هامش
« قاضى نور اللّه ششترى مؤلف كتاب مجالس المؤمنين در باب سيد امير كيا مىنويسد او را دغدغهء سلطنت شده حكام گيلان درصدد قصدش دانسته شده بنابراين وى با اهل بيت به رستمدار رفته در سنهء هفتصد و شصت و سه در آنجا وفات يافت بن ( حسين بن ) حسن كيا بن سيد على و او از قريه فشتام كوهدم به قريهء ملاط نقل نموده ساكن گرديد بن سيد احمد بن سيد على الغزنوى و او بنابر آنكه چندگاه در مدرسهء مولانا عبد الوهاب غزنوى به تحصيل اشتغال بدين لقب موسوم گرديد بن محمد بن ابو يزيد كه از ابهر به گيلان نقل نموده در قريهء فشتام كوهدم رحل اقامت انداخت بن ابو محمد حسين بن احمد الاكبر المشهور به عقيقى كوكبى بن عيسى الكوفى كه بغايت -