تخصيص از خروج جد بزرگوار دينپرور سعادتگستر خود ، تاريخى مشتمل بر چگونگى انقلاب و تغييرات عالم كه در آن زمان سمت وقوع و وضوح يافت بفرمايد نوشتن ، تا از مرور روزگار و تكرار ليل و نهار ، آثار آن احوال از خاطر « 1 » خاص « 2 » و عام محو نگردد . فلهذا سوانح حالات حكام و سلاطين گيل و ديلم را از مردم مسن صاحب وقوف استفسار نمودند كه قبل از خروج سادات ، ايام دولت ايشان بود . و از تقدير حكيم عليم ، آن دولت منتقل به خانوادهء طيبين و طاهرين گشت و آنچه به تحقيق معلوم كردند ، به كتاب كامياب طوبى لهم و حسن مآب اشارت كردند تا تسويد نمايند و جمع كنند . و همچنين خروج سيدايد سيد امير كياى ملاطى نور قبره را تا تاريخ سنهء احدى و ثمانين و ثمانمائه هم فرمودند نوشت . و بدين ضعيف كمبضاعت از غايت عنايت و بندهپرورى اشارت كردند كه آن سواد را مقدمات چند برسم و عادت مؤلفان تواريخ ترتيب كرده ، به بياض نقل كند .
هرچند فقير حقير را حد آن نبود كه شروع در آن نمايد ، اما به حكم المأمور معذور قدم جرأت در بساط انبساط نهاده ، حسب المقدور بر آن كوشيده ، غرهء ذى قعده سنهء ثمانين و ثمانمائه را ابتداى اين تأليف كرده و شكسته بستهاى چند كه برحسب قابليت خود بر آن سواد ضم كرده ، بعد از آنك استعانت بر اتمام آن از حضرت بارى جلت قدرته طلب نموده آمد ، از فرّ دولت ابد پيوند خداوندگارى ، ولىالنعمى ، امداد همت توقع نموده شد ، تا به يمن همت ولىالنعمى ، حضرت تعالى شأنه از خطا و زلل نگاه دارد . « و اللّه المستعان و هو على ما نقول وكيل » .
و اين كتاب مشتمل است بر يك مقدمه و شش باب و هربابى
هامش
( 1 ) - در اصل : خواطر .
( 2 ) - در اصل : خواص