قلعهء محكم اساس سپهر اخضر بر شرفات اين حصار مدور برآمده ، فوجى از بهادران لشكر فتحپرور كه در كمين فرصت بودند بر برخى از بروج قلعهء محكم صعود و عروج ، پىدرپى تا آغاز طلوع صبح صادق جمعى ديگر از سپاه نصرةپناه بايشان لاحق گشته ، القصه : قلعه را تسخير و باقر خان را دستگير و در حالى كه اردوى جهانپوى بعزم حركت بجانب قلمرو انتظام مهام آن حدود در انوشيروان نيم فرسنگى نزول عز و شان داشت باقر خان را بحضور فيض گنجور رسانيده ، به حكم اقدس روانهء قلعهء محكم بناى عدم گردانيدند . نقود و اموال و اسباب او بسركار ديوان اعلى عدالت اركان تعلق گرفت . ولد اكبر و پسر اوسط او را آقا محمد خان همراه برده ، ولد اصغر او با خانه كوچ مشار اليه و برادرانش حسب الامر روانهء دار العلم شيراز و در آنجا اقامت نمودند . كيفيت بقيهء احوال آقا محمد خان آنكه : بعد از تسلط و استيلاى بر جماعت جزايرى و بختيارى از قرارى كه سابق نگاشتهء كلك بلاغت شد بمعاندت اجتماع نموده بودند و بمتفرق گرديدن آنها موكب آقا محمد خان متوجه صوب توابع عراق و جانب قلمرو و جعفر قلى خان برادر خود را با لشكرى مستعد جدال جماعت ما فى كه بنحو مسطور مأمور مازندران و در عرض راه طريق را منحرف نموده ، عنان توجه بجانب كرمانشاهان و اوطان خود گشوده بودند و بعضى از ايلات متمردين آن حدود روانهء توابع كرمانشاهان نمود . جماعت مزبور اتفاق كرده ، بر لشكر آقا محمد خان غلبه ، او را شكست داده ، مراجعت كردند .
از مردم عراق و جزايريان عراق و جماعت اتراك و غيره گروه مختلفه لشكرى كثير در اردوى آقا محمد خان جمعيت كرده ، روى بدربار آورده بودند . درحالى كه توابع شراه محل نزول سپاه و مضرب سرادق و خرگاه مشار اليه بود خبر ورود موكب مسعود اين برگزيدهء حضرت معبود باردوى آقا محمد خان رسيده ، يكى از سركردگان قراگوزلو را كه با هزار سوار باعانت باقر خان در اصفهان فروگذاشته بود فرارا در رسيده ، درحال انقلابى در لشكرگاه حادث گرديد .
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢٧٤