تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
ماه مبارك اعلام نصرةطراز در اهتزاز و همايون الويهء سعادت‌انباز در اوج ظفر بپرواز آمده ، متوجه صوب اصفهان و بفتح و فيروزى هم عنان ، چون بقمشه نزول اجلال و حباب خيام زرين طناب را اوج‌گير ذروهء آفتاب فرمودند باقر خان از بيم آن سيل بىپايان و دهشت طوفان بحر بىكران خود را بقلعهء تبرك رسانيده ، آن حصار استوار را پناه و امان خود گردانيده ، موكب جاه و جلال و اردوى سپهر تمثال در روز دوازدهم شهر شوال جنت اشتمال وارد دار السلطنه و بدولت و سعادت در باغ سعادت‌آباد نزول و طرفين اين خطهء جنت قرين را بلوازم عواطف خاطر معدلت آئين مشمول فرمودند و در روز ورود موكب نصرة كوكب دلاوران پولادين سلب و تفنك‌چيان بهرامى لقب بفرمان حضرت ظل الله گيتىپناه اطراف اربعهء قلعه را فروگرفتند و بگرداگرد آن حصن حصين محيط گشته ، آن حصار را نقطهء پرگار نمودند . قلعهء تبرك حصارى بود كه طاير تيزپرواز وهم بر فراز خاك‌ريز آن صعود نتواند نمود و هماى همايون بال خيال بر كنگرهء شيرازهء آن بال پرواز نتواند گشود . به حكم خديو كشور اقبال دو عراده توپ جهان آشوب اساس نهاده ، گرد از بنياد قلعگيان مىانگيختند . خالى از اغراق درين مرتبه وجود ثعبانان آتشبار اتفاق نيافتاد و احدى ايشان را نشان نمىداد . از صدمت گلوله و آواز رعدانباز زلزله در ميان قلعه و ولوله در اركان شهر افتاد . از بيرون و درون قلعه فتيلها گرم و گلولهء توپ و تفنك در تردد آمد . مدت سه ماه و كسرى آن رستخيز ممتد و بساط آن حادثه ممهد و باقر خان باوجود آنكه از اعانت آقا محمد خان كه بقيهء احوالش بعد نگاشته خواهد شد مأيوس بود باز در مراسم خوددارى باقصى الغايه اجتهاد مىنمود . دو سه دفعه خواهشمند نامهء امان گرديده ، حضرت ظل اللهى بنابر مروت ذات محامد صفات و اتمام حجت او را بايمان و پيمان مرفق و مستوثق فرمود . ياران نادان را دست اجل گريبان‌گير و بان همه عهود امان منع‌پذير نگرديده ، تا در شب بيست و يكم محرم الحرام هزار و دويست كه لشكر انجم و اختر بجهة تسخير