سلطان غياث الدين بلبن آغاز كرده - و تا نهايت ششم سال از جلوس نيك نفوس فيروزشاهي نوشته - و از احوال سلطان فيروز شاه در ديباچهء ذكر سلطان صد و يك مقدمه اختيار كرده - و از جلوس تا ششم سال يازده مقدمه نوشته - و براى كتابت باقي نود مقدمه خدمت مولانا معذرت كرده كه اگر حيات من وفا كند نود مقدمهء ديگر نيز بنويسم - و گرنه هركرا الله تبارك و تعالى توفيق دهد او باتمام رساند چون نصيب خدمت مولانا نبود دران تواريخ فيروزشاهي همان يازده مقدمه ماند چون اين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف را حضرت الله تبارك و تعالى توفيق داده بعنايت او اين ابواب كشاده اين مورخ آن نود مقدمه درين تاريخ درج كرده - اما از گاه زادن سلطان و بر تخت نشستن و خراميدن بجهان « 2 » هركرا براى مطالعهء آن يازده مقدمهء خدمت مولانا ضياء الدين برني حاجت افتد در تواريخ فيروزشاهي نظر كند -
رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ
* * مثنوي *
خداوندا در توفيق بكشاي * * نظامي را ره تحقيق بنماي
دلي ده كو يقينت را بشايد * * زبان ده كافرينت را سرايد
[ فهرست ابواب نود مقدمه مشتمل بر پنچ قسم ]
ايدون آغاز كرده فهرست ابواب آن نود مقدمه بعون الله تبارك و تعالى و توفيقه - نود مقدمه مبني بر پنج قسم هرقسمي هژده مقدمه بدين تفصيل *
هامش
( 2 ن ) ازين جهان *