تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
مكنت تاجداران سعادت عالم و عالميان است - دو در قيمتي و گوهر بىقيمتي « 2 » لطف و قهر شرف درگاه و بارگاه ايشان است - در مقام عظمت و محل مكنت گاهي شراب تلخ قهر بجام لطف بدشمنان دهند و گاهى شراب « 3 » لطف در جام قهر بر كف دوستان نهند - چون خورشيد قهر جلال بادشاهان در تابش آيد قهر لطف برقعهء عنف « 4 » بر چهرهء جمال خود آويزد - چون قهر لطف شهنشاهان بر مشرق شفقت برآيد آفتاب قهر با آن جلالت غضب افتان و خيزان در سايهء قهرمان « 5 » جلادت درآيد - تا فريقين را از دائرهء ادب پاي بيرون نيايد - اثر حدت و غيرت شهرياران است در محل غضب ذرهء از شريعت تجاوز نكنند - و در هنگام لطف چون شانه سر موى فرونگذارند آنكه اعظم‌ترين موجودات و معظم‌ترين مخلوقات است گوهر ناسفته را سفته در محل لطف گفته - اسلم اخواني - و در مقام قهر فرمود قوله عليه السلام انا غيور و الله اغير منى - صدق يا رسول الله صلي الله عليه و سلم -

[ مقام هفتم هوشياري و بيداريست ]

- بيداري از بسياريء عقل و كثرت فهم دل است - و اين تعليم از حضرت لم يزل است - و در قرآن بسياري محل است - قوله تعالى
يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ
- چه بسي اعدا
هامش
( 2 ن ) در بعضى نسخه لفظ بىقيمتى موجود نيست * ( 3 ن ) در بعضى نسخه گاهي شراب لطف بدشمنان دهند * ( 4 ن ) عتق * ( 5 ن ) قهر با آن جلادت *