تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤

ض

ضابط : ( 241 ) ، شحنه ، داروغه . ( لغت‌نامه )

ط

طرفگى : ( 13 ) ، بازيگرى . ( آنندراج ) طغرا : ( 2 ) ، به منزلهء امضاء شاه و يا امير و حاكم بود . محتوى نام و لقب سلطان يا امير كه بر سر احكام و فرمانها مىنگاشتند . كار نگاشتن طغرا بيشتر منصب و شغلى خاص بود ، بيرون از شغل كاتب و مأمورين كار را طغرانويس و گاه طغرايى مىگفتند . ( لغت‌نامه ) طيلسان : ( 8 ) ، چادر ، ردا . ( لغت‌نامه )

ظ

ظهير الجيوش : ( 476 ) ، فرمانده سپاه .

ع

عامره : ( 113 ) ، آبادكننده ، معمور . آباد ، انباشته و پر . ( لغت‌نامه ) عديل : ( 61 ) ، مثل و مانند . ( لغت‌نامه ) عرس يا عرس : ( 408 ) ، جمع اعراس و عرسات : شادى . در هند به مردمى اطلاق مىشود كه براى تجليل عارفان و حكيمان بزرگ اسلامى برپا كنند . در اين مراسم كه معمولا از سه تا پنج روز طول مىكشد چند سخنران دربارهء مقام و شخصيّت كسى كه به ياد او جشن مىگيرند ايراد مىگردد . سپس گروه نوازندگان ( قوالان ) به قوالى مىپردازند و آوازها و سرودهاى مذهبى مىخوانند . ( معين ) عليق : ( 110 ) ، علوفه . ( معين ) عميم : ( 1 ) ، بزرگ قوم . ( آنندراج ) عواصف : ( 4 ) ، جمع عاصف ، بادهاى سخت و تند . ( غياث )
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 694 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى