تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥

غ

غانما : ( 54 ) ، با غنيمت ، ( غياث ) سالما و غانما ، يعنى قرين با سلامت و غنيمت باشد . غبرا : ( 2 ) ، زمين . ارض . ( لغت‌نامه ) غرغشه : ( 542 ) ، ( خرخشه ) بىجهت مجادله كردن ، نزاع ( آنندراج ) غرقاب : ( 554 ) ، گرداب . ( آنندراج )

ف

فالج : ( 313 ) ، سست و فلج شدن بدن . ( فرهنگ نظام ) فايز : ( 61 ) ، رستگار ، غالب و چيره . ( لغت‌نامه ) فقاع : ( 266 ) ، شراب . ( معين )

ق

قابض : ( 35 ) ، درآورنده ، كشاننده ، گيرنده ، از نام‌هاى خداى تعالى است . ( لغت‌نامه ) قاذورات : ( 63 ) ، پليدىها ، نجاسات . ( آنندراج ) قاروره : ( 123 ) ، شاش . بول . ( ناظم الاطباء ) ؛ پياله ، آنچه در آن مى و مانند آن باشد و يا شيشه‌اى كه در آن بول جمع كنند . ( آنندراج ) قاقم : ( 79 ) ، نوعى جانور است نظير سمور ، حيوانى است بزرگتر از موش ، سفيد و دمش كوتاه و سردم آن سياه ، پوستش به غايت سفيد و نرم . ( آنندراج ) قبل كردن : ( 484 ) ، محاصره كردن . ( معين ) قراضه : ( 238 ) ، سكه روى ، سكه كم‌ارزش . ريزه‌هاى زر و سيم . ( آنندراج ) قشقه : ( 207 ) ، تيرگى نشان پيشانى اسب ، نشانى كه كفّار بر پيشانى كنند از زعفران و صندل و غيره استعمال كنند . ( آنندراج ) قصب السبق : ( 3 ) ، پيش‌دستى ، سبقت گرفتن ، رسمى بوده كه نى بر زمين ايستاده مىكردند و سواران از دور بر آن سوى مىتاختند هركس زودتر به نى مىرسيد و برمىگرفت معزز و ممتاز
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 695 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى