اسلام خان لودى و ملك يوسف و كمال خان و راىهنبوتى « 1 » به مدد عماد الملك فرستاد و در بيست و ششم ماه شوّال « 2 » امرا قريب به ملتان رسيدند . عماد الملك به اتّفاق ايشان با شيخ على جنگ صف كرده ظفر يافت و بسيارى از مردم شيخ على « 3 » در معركه كشته شدند و آنچه مانده بود در آب جيلم غرق گشتند ، اموال و اسبابى كه در هند به هم رسانيده بود همه را در آنجا باخته با معدودى چند خود را به كابل رسانيد و مضمون سلمت بتجلدى « 4 » ظاهر گردانيد .
و از لشكر مبارك شاه نيز جمعى كثير از امرا [ 284 ] و سپاهيان به قتل رسيدند . از آن جمله فتح خان ، ولد سلطان مظفّر گجراتى در آن ميدان جان « 5 » ستان نقد حيات به خازن بهشت سپرد . عماد الملك و جميع امرا تا قلعهء سيور « 6 » تعاقب كردند . و شيخ على ، برادرزادهء خود ملك مظفّر ، را با اسباب حصاردارى در قلعهء سيور « 7 » نگاه داشته خود متوجّه كابل شد و امراى هند ، حسب الحكم سلطان ، عازم دهلى شده و عماد الملك به ملتان رفت و در همان زودى سلطان مبارك شاه از استيلاى عماد الملك متوهّم شده حكومت ملتان را به ملك خير الدّين داد و عماد الملك را به دهلى طلبيده در ماه ربيع الاوّل سنهء خمس و ثلثين و ثمانمائه [ 835 / نوامبر 1431 م ] جسرت ، فرصت يافته از آب جيلم و راوى و بياه عبره كرده بود به جالندهر رفت « 8 » و ملك سكندر تحفه ، كه به تقريبى در آن طرف سوارى كرده بود ، لشكر خود را گرد آورده مقابل جسرت شد و اسبش در معركه در وحل افتاده زنده به دست جسرت گرفتار شد « 9 » و اموال و اسباب لاهوريان را كهكران متصرّف شده به لاهور شتافتند و محاصره كرده به اسباب قلعهگشايى مشغول گرديدند و به تحريك جسرت ، شيخ على نيز به فكر انتقام افتاده از كابل به حدود ملتان آمده و قصبهء تلنبه را قبل كرد
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 305 . ن ، 1 / 167 : بهورا .
( 2 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 219 : بيست و پنجم ماه مبارك رمضان .
( 3 ) . پت : شير على .
( 4 ) . ترجمه : به چابكى خويش سالم ماندم .
( 5 ) . ش : « جان » ندارد .
( 6 ) . سيورSayoor: در ايالت پنجاب واقع است .
( 7 ) . پت : مذكور .
( 8 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 223 : به جالندهر كنارهء آب پينى آمد .
( 9 ) . ش : گشت .