از حصار برآمده ملازمت نموده اسب و سلاح و نفايسى ديگر ، كه در قلعه داشت ، همه را پيشكش كرد . مبارك شاه عيال و متعلّقان او را از قلعه برآورده به دهلى فرستاد و بيانه را به مقبل خان داده و سيكرى « 1 » 290 را ، كه الحال فتحپور نام دارد ، به ملك خير الدّين تحفه « 2 » سپرد و از آنجا به سمت گواليار روان شد . از رايان آن طرف باج و پيشكش گرفته و به دهلى آمد « 3 » .
و محال محمود حسن را تغيير داده به ملك رجب نادرى داد و حصار فيروزه را به ملك محمود ارزانى داشت و كوشك جهاننماى فيروز « 4 » شاهى را براى سكونت محمّد خان بن اوحد خان « 5 » داده در مقام تربيت شد ، ليك محمّد خان تعجيل كرده با زن و فرزند و ساير اتباع گريخته از كوشك جهاننما به ميوات رفت و ديگرباره مردم قديمى او كه متفرّق بودند بر او جمع شدند و به وقتى كه خبر يافت كه مقبل خان ، ملك ناصر الدّين را در قلعهء بيانه گذاشته خود به جانب مهاون « 6 » رفته است ، ايلغار نموده خود را به قلعه رسانيد به اتّفاق زمينداران ، شهر بيانه را متصرّف شد و ملك خير الدّين « 7 » قلعهدارى نتوانست نمود ، امان خواسته قلعه را داد و به دهلى رفت .
سلطان مبارك شاه ، ملك مبارز را حكومت بيانه داده به دفع محمّد خان فرستاد و محمّد خان چون طاقت جنگ نداشت ، به قلعه درآمده و ولايت بالتمام به دست ملك مبارز درآمد . بعد از چند روز ، محمّد خان قلعه را به مردم اعتمادى سپرده خود ، جريده ، نزد سلطان ابراهيم شرقى ، كه با لشكرهاى آراسته به قصد كالپى مىآمد ، رفت . قادر شاه امير كالپى رسولان به دهلى فرستاده استعانت نمود . سلطان مبارك شاه مهمّ بيانه را موقوف داشته به مقابلهء سلطان ابراهيم روان شد كه افواج شرقيّه بهونگاؤن « 8 » 291 را تاخته ، قصد بداؤن كرده بودند . سلطان مبارك شاه آب جون عبره
هامش
( 1 ) . سيكرىSikri.
( 2 ) . ش : ملك تحفه .
( 3 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 277 : در ماه جمادى الاول سنهء مذكور به دهلى آمد . تاريخ مباركشاهى ، ص 206 : در ماه جمادى الاخر .
( 4 ) . ش : « فيروز » ندارد .
( 5 ) . پت : اوجد خان . س . ن : واحد خان .
( 6 ) . م ، 1 / 301 . ن ، 1 / 166 : چهاون .
( 7 ) . ن ، همانجا : ناصر الدّين .
( 8 ) . بهونگاؤنBhawan Gaun.