فقرهء چند در ختم كتاب
للّه الحمد و المنة كه اين نسخهء عالم آرا كه عبارت از صحيفهء ثانى و صادرات احوال خسرو ظفر قرين بيهمال و واردات ايام فرماندهى شهريار غفران مآل عباسى است صورت تسويد يافته رقم اختتام پذيرفت و يحتمل كه بعضى فقرات طفيلى آنچه مقصود بالذات بود در اين كتاب عالم آرا در رشته تحرير درآمده باشد كه محل اعتراض معترضان بوالفضول تواند بود .
اكنون وقت آنست كه كلك سخن پرداز از هرزه درائى باز آمده زبان صدق بيان را بخوشترين كلامى :
« ببوى مشك معطر به آب گل مرشوش »
اعنى دعاى بىرياى دوام دولت و قوام سلطنت پادشاه اسلام كهف انام ماه جهان افروز سپهر عدالت و عالم آرائى آفتاب عالمتاب كشور عظمت و فرمانروائى خاقان بلند قدر و الا مكان شاهنشاه قضا قدرت قدر توانا برازندهء تخت فيروز بخت اكاسره و كيان خلاصه فرمانروايان عرصهء جهان فرازندهء اعلام جهانگشائى شاهى زيبنده اورنك جهان آراى شاهنشاهى گوهر بحر خود در درياى وجود سلطان سرافراز شهريار هنر پرور مسكين نواز كه بصفات حسنه جود و سخا آراسته و بداد و دهش بىاندازه بزيور مرحمت و اتفاق پيراسته در ايجاب سئوالات ارباب حاجات
بيت
نرفته لا به زبان مباركش هرگز * مگر در اشهد ان لا إله الا الله
السلطان ابن السلطان ابن السلطان و الخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان المويد من عند الله الملك المستعان ابو مظفر ابو المنصور شاه صفى بهادر خان الصفوى الموسوى بهادر خان جلد طلال دولت العظمى الى يوم الحشر و الميزان تازه و تر ساخته رياض سخن پردازى را بدعاى اجابت انتماى آن شهريار جهان آرا و ثناى سعادتمندى كه شمهء از مفاخر جلالش در صدر صحيفهء اول رقم نگارش يافته و اين اوراق چون اوراق نه رواق فلك باسم ساميش تزيين پذيرفته شاداب گرداند خداوندا اين نوباوهء بوستان شهريارى و تازه نهال گلشن جهاندارى را بلطف ازلى و حسن تقدير لم يزلى بر فراز مسند فرمانروائى جد بزرگوار و اورنك كشور ستانى مهين جد عالى مقدار سالهاى بسيار الى يوم القرار پاينده و مستدام داشته عالميان را در ظل ظليل مرحمت و عاطفتش آسوده دار و بيادگار جد فردوس مكان گيتى ستان عمر طبيعى و فراغ خاطر ارزانى داشته بر اعادى دين و دولت مظفر و منصور گردان .